زاویه دوربین*
زاویه دوربین با سوژه اصلی( که معمولاً بازیگر فیلم است ) را در اصطلاح "زاویه دوربین" گویند.تصاویر مختلف از یک
سوژه ثابت با زوایای مختلف ممکن است تصاویر کاملاً متفاوت با معانی وکاربردهای مختلفی باشند
زاویه دوربین با سوژه اصلی( که معمولاً بازیگر فیلم است ) را در اصطلاح "زاویه دوربین" گویند.تصاویر مختلف از یک
سوژه ثابت با زوایای مختلف ممکن است تصاویر کاملاً متفاوت با معانی وکاربردهای مختلفی باشند
نمای متوسط یا مدیوم شات
Medium Shot نماییست که از کمر تا سر سوژه(بازیگر)راا دربرگیرد.این نوع از نما، در عین حال که میتواند کمی از حالات و جزئیات چهرهٔ بازیگر را نشان دهد ،قادر است فضای پیرامون و حرکات بدن او رأ نیز به نمایش بگذارد
یکی از ویژگیهای اساسی سینما که آنرا از تئاترمتمایز میکند قابلیت نشان دادن و یا تاکید بر نمای درشت چهره بازیگر ویاعناصر دیگر صحنه است. نمای نزدیک شکل ظاهری و هویت فیزیکی شخصیت و جزئیات حرکت او را بیش از سایر نماها نشان میدهد.
بخشی از دستور زبان سینما به مسایل فنی وزیبا یی شناسانه آن مربوط میشود.در بخش تصویر، سینما همچون سایر هنرهای تصویری از بدن انسان برای تعیین مقیاس برای سنجش میزان بزرگی و کوچکی تصاویرش( میزان دور یا نزدیک بودن سوژه به دوربین) استفاده می کند.
در طول تاریخ اقوام و فرهنگهای مختلف، به ویژه هنرمندان، در پی یافتن تناسبات ایدهآل اجسام از طریق روشهای ریاضی و هندسی بودند. این تناسبات از عوامل موثر فنی و کاربردی فراتر رفته وسعی دارند که ...
یکی از مسائل فیلمسازان در زمان فیلمبرداری، چگونگی هدایت چشم بیننده به سوژهایست که کارگردان مایل است در آن لحظه مورد توجه و تاکید قرار گیرد. از گذشتههای دور نقاشان راههای گوناگونی برای این کار یافتند که بعدها در قاببندی در عکاسی و سینما مورد استفاده قرار گرفت و ...
چیدمان و سازماندهی قاب موضوعی است که تمام هنرمندان هنرهای تصویری از نقاشی تا گرافیک، عکاسی، فیلمبرداری، انیمیشن و کارگردانی تئاتر و سینما با آن روبرو هستند و هریک بنا به قالب هنری و سبک شخصی خویش آنرا به انجام میرسانند. اما عوامل مهم سازماندهی تصویر در سینما چیست
برای تبیین هر اثر هنری همچون فیلم نیازمند شناخت عناصر و واحد سازنده آن هستیم. یک فیلم سینمایی همچون یک رمان دارای چندین بخش یا سکانس (Sequence) است. هرسکانس فیلم بنا به اشتراک و وحدت موضوع (زمان و یا مکان وقوع آن) از دیگری متمایز میشود. این تمایز گاه بسیار کلی است...
زمانی که برادران لومیر در ٢٨ دسامبر ١٨٩٥ نخستین نمایش عمومی فیلم خویش را در سالن گراندکافه پاریس برپا کردند، هیچگاه فکر نمیکردند که با این ابزار بیش از ٣-٢ سال وسیله اعجاب وسرگرمی مردم را فراهم کنند.
اختراع سینما توسط آگوست و لویی لومیر و مترادف آن توماس ادیسون را میتوان نتیجه یک سلسله پیشرفتهای تکنولوژیک در هنر عکسی "ژوزف نیوسفورنیپس" و داگر و علوم دیگر توسط دانشمندان فیزک نور و فیزیولوژی و مبدعین ثبت حرکت، همچون "اتیین ژول ماره" و "ادوارد مایبریچ" دانست. همانطور که ابداع دوربین عکاسی از ”قانون تشکیل تصویر در اتاق تاریک" نشات گرفت، دوربین فیلمبرداری و دستگاه نمایش با بهرهگیری از "اصل پایداری تصویر در شبکیه چشم" ساخته شدند...
"ریموند ویلیامز" هنر را یکی از "شاهواژهها" میداند. یعنی واژهای که باید آن را برای فهم رابطه میان فرهنگ و جامعه کاملا درک کرد.
مردم باستان هفت فعالیت متفاوت را هنر میدانستند: تاریخ، شعر، کمدی، تراژدی، موسیقی، رقص و ستارهشناسی. هریک از اینها تابع الهه خاص خود بود و هرکدام قواعد واهداف خاصی داشت. آنان این هنرها را جهت تبیین جهان، فهم معمای هستی و شناخت جایگاه خود در آن بهکار میبردند. در واقع هنر جنبهای مذهبی، فلسفی و آیینی داشت...