نظری بر فیلم اقلیم های نوری بیلگه جیلان


پروانه ستاری

سوء تفاهم شخص با خویش

رابطه، کلمه ای که تعریف دارد، اما در مورد انسان تعریف ناپذیر است. و این تضاد از انسان برمی خیزد. انسانی که فکر می کند می شناسد خود را با تمام جوانب و حواشی. و اشتباه درست در همین نقطه آغاز می شود. این سوء تفاهم فرد با خودش. همین است که از رابطه ای به رابطه ای دیگر فرو می غلتد. از خاطره ای به خاطره ای دیگر فرار می کند. این است که رابطه می شود مساله ی اساسی انسان ها. گره پیچ در پیچ زندگی آدم ها. و مساله ی فیلم "آب و هواها" همین مساله ی قرن است. همین نگنجیدن آدم ها در دسته و گروه خاص است. همین مشخص نبودن نقش هاست. همین آزادی ای است که انسان آن را تاب نمی آورد و نمی تواند مسولیت آن را به عهده بگیرد. همین است که "عیسی" نمی داند اصلا برای چه دنبال "بهار" می رود. و همین است که بهار نمی فهمد در رابطه با عیسی چه طور باشد تا عشق را از دست ندهد.

Climates_02.jpg


فیلم "آب و هواها" از ابتدا تا سکانس پایانی طوری بیننده را هدایت می کند که به نظر می رسد بهار است که مایل است رابطه ی خودش و عیسی را تمام کند. و عیسی ست که در صدد احیای رابطه است. اوست که برای داشتن رابطه تلاش می کند و بهار است که رابطه را پس می زند. مخاطب همین طور با درگیری های آرام و کم گفت و گوی بهار و عیسی و "سراپ" (دوست دختر سابق عیسی) پیش می رود. معما به سادگی طرح می شود. نماهای زیبا و کادر های درست و زیبایی بصری نمی گذارند خسته گی ایجاد شود. بهار قهر می کند. درخواست جدایی می کند. غمی در چهره اش هست که فقط این غم در صورت زنان غمگینی دیده می شود که در خلوت خود عشق پنهانی دارند و نمی توانند درباره ی آن حرف بزنند. اما واقعا مساله ی بهار چیست؟ این است که رابطه اش با عیسی تمام شده؟ این است که درگیر رابطه ی عاطفی دیگری شده؟ بهار جدا می شود و به ماموریت کاری در منطقه ای سردسیر می رود. تعطیلات ژانویه است. و بعد از چندماه جدایی عیسی که قرار بود تعطیلات به منطقه ی گرم سیر برود به دنبال بهار می رود. او را پیدا می کند و ملاقاتی صورت می گیرد. بازهم اصرار از عیسی ست و انکار از بهار. بهار جدا می شود و می رود. عیسی باز هم در پی اوست. در گفت و گویی که میان شان صورت می گیرد عیسی از علاقه اش به داشتن ارتباط با بهار و آینده ی زیبای رابطه شان می گوید. گفت و گوی شان میان آمد و رفت اعضای گروه فیلم برداری قطع می شود و عیسی می رود تا از یک بنای تاریخی عکاسی کند و بعد به هتل می رود تا برای بازگشت آماده شود. نیمه های شب است که بهار پشت در اتاق عیسی ست. وارد می شود. شب را با عیسی می گذراند. و صبح شیرین و نرم مانند یک عاشق پیروز بیدار می شود. این جا بهار با تمام صحنه های قبلی فیلم متفاوت است. او یک زن عاشق است و دارد رویای دیشب خود را برای عیسی تعریف می کند. عیسی دارد سیگار می کشد. به بهار نگاه نمی کند. در خود فرورفته و سرد است. انگار با مساله ای بغرنج مواجه شده که نمی تواند از پس آن برآید. شب تا صبح نخوابیده. بعد از این که بهار رویای خود را تعریف می کند عیسی به او می گوید که بهتر است به کار برگردد و خودش هم برای برگشتن به شهر خودش به فرودگاه برود. بهار بازهم همان چهره ی پر غم را می گیرد. راز بهار این جاست که آشکار می شود. عشق پنهان بهار این جا معلوم می شود. عیسی باز می گردد و بهار به پرواز هواپیما در آسمان نگاه می کند و اشک می ریزد.
سوالی که این جا مطرح می شود این است که آیا عیسی این مسافت را رفت تا بهار را بار دیگر ناراحت کند؟ یا این که با او خرده حساب داشت؟ هیچ کدام از این مسایل در فیلم طرح نمی شود. اصلا فیلم جایی برای این ها نمی گذارد. فیلم "آب و هواها" مساله ی اساسی تری را طرح می کند و آن پیچیده گی و رازگونه گی انسان است. این است که عیسی که یک استاد دانشگاه معماری است در سنین بین چهل و پنج تا پنجاه سالگی هنوز طبیعت ناملایم خود را نمی شناسد و نمی تواند مسولیت آزادی خویش و انتخاب خویش را بپذیرد. از لحاظ روانشناسی ممکن است عیسی را بیمار بخوانند، اما اگر به پیچیده گی و مرموز بودن انسان و طبیعت سرکش او اعتبار بدهیم و آن را به رسمیت بشناسیم می توانیم کمی با عیسی هم قدم شویم و بفهمیم که او شاید در آن رابطه مجاب نشده است که آن قدر آسیب می زند و جراحت ایجاد می کند.
فیلم "آب و هواها" که از نام آن پیداست درباره ی تغیر روحیات آدمی ست. انسان در هر هوایی به گونه ای ست که بسیار پیچیده تر از طبیعت، غیر قابل پیش بینی ست. و این خاصه گی انسان است و باید به آن به عنوان یک مساله ی انسانی احترام گذاشت هرچند که ناخوش آیند است. این یک انتخاب است که انسان خود را با چارچوب ها هماهنگ کند و در دسته ای قرار دهد که قابل  پیش بینی باشد و بتواند برای دیگران قابل شناخت و در نتیجه قابل ارتباط باشد یا اصلا این چارچوب ها را نپذیرد و اجازه بدهد طبیعت سرکش و گاهی بیمار و وحشی به روش خود پیش برود... این یک انتخاب مهم است.


Climates
کارگردان: نوری بیلگه جیلان
نویسنده: نوری بیلگه جیلان
بازیگران:
ابرو جیلان... بهار
نوری بیلگه جیلان... عیسی
محصول 2006



0.00/5 (0 امتياز دهنده)
نوشته شده توسط : مدیر سایت | تاریخ : ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ | تعداد بازدید این مطلب : 52 | چاپ این نوشته

نظر خود را بنویسید

    نظرات
نام
ایمیل
وب سایت
کد امنیتی