پرسونا
فیلمی که دعوت به سکوت میکند!
شهرام عطایی
کارگردان و فیلمنامه نویس: اینگمار برگمان
فیلمبردار: اسون نیکویست
بازیگران: بیبی اندرسون- لیواولمان- گوناربیورنستراند- یورگن لندسترورم
محصول سوِئد 1966
خلاصه داستان: الیزابت ووگلر بازیگری است که ناگهان و بعد از یکی از اجراهایش تصمیم میگیرد سکوت اختیار کند تا ظاهرا مجبور نباشد در زندگی نقش بازی کند و دروغ بگوید. او بیمار نیست اما تصمیم گرفته است تا زندگی کاملا بدون کلامی داشته باشد و همراه با پرستارش «آلما» به جزیرهای میروند و در ویلایی ساحلی مستقر میشوند. دو زن با هم در موقعیتهایی متفاوت برخورد میکنند و به هم نزدیک میشوند. کنش متقابل آنها به بازی تشخیص هویت تبدیل میشود، درهم فرو میروند و یکی میشوند...
نقد فیلم
درواقع نقد نوشتن در بارۀ فیلمی که ضد ایدئولوژی، اندیشه و کلام است- یااینگونه مینمایاند که اینگونه است- راهی به بیراهه است و هرگونه نقدی در بارۀ آن میتواند نقیضی برای خود آن نقد باشد. پس بهتر است به جای نقد فیلم به نکاتی اشاره شود:
1. پرسونا به صورتکها و ماسکهایی در اندازه و طرحهای مختلف گفته میشود که بازیگران تیاتر در یونان باستان به صورتشان میزدند. این ماسکها برای بازنمایی همۀ آن چیزهایی بود که بوسیلۀ دیالوگ یا حالات چهره قابل بیان یا رویت نبود و گاه برای بیان شخصیت درونی بازیگر و نقش وی به کار میرفت.
2. در علم روانشناسی نیز پرسونا به معنای نقاب است که معمولا در مقابل چهره استفاده میشود. چهره و نقاب میتوانند هر دو برای بیان ویژگیهای ایدئولوژیک که شامل پراکسیس (کنش واقعی) و آگاهی کاذب است به کار رود.
3. تیتراژ و مقدمۀ فیلم شامل تصاویری از کوبیده شدن میخ به کف دست، آلت جنسی مردانه، انیمیشن از زنی که در روندی معکوس مشغول شستن سینههای خود است؛ عنکبوت، تصاویری از لبهای فروبستۀ پیرزن و پیرمردی مرده و... است که میتوانند مصادیقی از مذهب، غریزه، اندیشه و کلام باشند.
4. بازیگران در سینما و تیاتر نقشهایی را ایفا میکنند. نقشهایی سوای از شخصیت وجودی خود. فیلم در دو صحنه نمایانگر این موضوع است: یکی ابتدای فیلم که الیزابت، که بازیگر تیاتر است، در اجرایی از نمایشنامۀ «الکترا» تصمیم به سکوت میگیرد و دیگری انتهای فیلم که «الیزابت ( یا «آلما») در صحنهای که فیلم در فیلم است از مقابل گروه فیلم برداری و دوربین که مشغول فیلم گرفتن هستند، عبور میکند.
5. به نظر میرسد که الیزابت و آلما دوروی یک سکه هستند. الیزابت با سکوت و پناه بردن به درون، نمایندۀ «تز» و آلما با حرافی و برون گراییش نمایندۀ «آنتیتز» است که حاصل آن دگردیسی یا «سنتز» است. پلانی که نیمی از صورت الیزابت برصورت آلما منطبق میشود تاکیدی بر این سنتز ا
ست. در سکانسی دیگر نیز جای دوبازیگر در روایتی یکسان عوض میشود. در این سکانس الیزابت شنونده است و دیالوگهای آلما را میشنود وهمان دیالوگها در سکانس متعاقب آن از زبان الیزابت شنیده میشود و آلما شنونده است. هرکدام میتوانند نمایندهای از دیگری باشند. «هیچ» یا «همه چیز».
6. مطالعۀ فلسفۀ دیالکتیکی هگل، روانشناسی و فلسفههای لکان، کییرکگارد و مارکس برای فهم بیشتر فیلم لازم به نظر میرسد.
7. برگمان فیلمنامه فیلم را هنگامی که برای درمان بیماری ذاتالریهاش در بیمارستان بستری بود آغاز کرد. او در نوشتههای روزانهاش هنگام بستری بودن در بیمارستان توضیح میدهد که بیست سال آزگار از زندگیاش را بیوقفه و بدون خستگی صرف تیاتر و سینما کرده و حالا پس از گذر این همه سالها از خود میپرسد علت این همه هیاهو و فعالیت چه بوده است؟ برگمان همچون الیزابت ِ فیلم در آستانۀ سکوت قرار میگیرد. برای همین برگمان در دفترچۀ کارهای روزمرهاش دستوراتی را برای خود یادداشت میکند: امتناع ا زخواندن روزنامه ومجله، امتناع از دریافت نامه، تلگرام یا پاسخ به تلفن و امتناع از تماس با تیاتر.
8. صحنههای کلیدی فیلم: سکانس پرسۀ شبانۀ آلما و الیزابت در اتاق یکدیگر. سکانسی که پای الیزابت روی شیشۀ شکستۀ روی زمین میرود، درحالیکه آلما آگاه از وجود شیشه در سکوت نظارهگر آن است.
9. توضیح آخر: شاید اینگونه به نظر برسد که به جای دو کاراکتر زن فیلم میشد از دو کاراکتر مرد در فیلم استفاده کرد، ولی فیلم سوای مقولات جهان شمولش، در لایههای درونیترش کاملا زنانه است و برخوردار از پیچیدگیهای روانشناسانۀ زنانگی است که میتوان از سکانس تعریف خاطره آلما از رابطه دوستش با دو مردغریبه و باردارشدن زن، یاد کرد.
پرسونا به همراه فیلمهای دنده آدم (1949- جرج کیوکر)، سلین و ژولی به قایق سواری میروند (1974- ژاک ریوت)، بلدوژور (1966- لوئیس بونوئل)، بازگشت (2006- پدروآلمادووار ) و آلیس (1990- وودی آلن) از طرف منتقدان به عنوان بهترین فیلمهای تاریخ سینما در بارۀ زنان برگزیده شده است.
|
|
4.00/5 (1 امتياز دهنده)
|

نظرات
این فیلم واقعا از آن فیلم هایی است که بعد از دیدنش باید درباره اش بسیار خواند تا بتوانی بفهمی اش ،ابتدا از نظر من این فیلم ضعیف بوده و لی بیشتر که در باره اش می خوانم می بینم چقدر خوب بوده..
نظر خود را بنویسید