امریکا- ١٩٣٠
- شهرام عطایی -
«هاواردهیوز» تهیه کننده و کارگردان بلند پرواز و جاه طلب امریکایی به همراه سه کا
رگردان دیگر پرخرجترین فیلم زمانۀ خود «فرشتگان دوزخ» را با هزینهای حدود ٤ میلیون دلار میسازد. فیلمبرداری از سال ١٩٢٧ و به شکل صامت آغاز شد و به تدریج با رونق فیلمهای ناطق، صحنههایی از فیلم که توسط ستارۀ نروژی آن سالها، «گرتا نیسن» بازی شده بود؛ به خاطر لهجهدار بودن وی ، از فیلم حذف شد و «جین هارلو» جایگزین او شد و فیلم مجددا فیلمبرداری شد. فیلم از نظر میزان نگاتیو کنار گذاشته شده نیز در تاریخ سینما همچنان یک رکورددار است. به این معنی که در فاصلۀ سالهای ١٩٢٧ تا ١٩٣٠که فیلمبرداری فیلم طول کشید؛ بالغ بر دومیلیون فوت نگاتیو مصرف شد که اگر قرار بود تمام آن نگاتیوها فیلم شوند؛ زمان فیلم ٥٦٠ ساعت میشد!
«هیوز» که میلیونری بوالهوس و ماجراجو بود؛ با استفاده از داستان فیلم که حکایت رقابت عشقی دو برادر برسر زنی زیباروی در بستر عملیات هوایی جنگ جهانی اول است، به دو دلمشغولی اصلی زندگیاش، یعنی زنها و هواپیماها میپردازد. فیلم همچنین نامزد اسکار بهترین فیلمبرداری نیز میشود
.
یکی از ژانرهای محبوب دهۀ ٣٠ ، ژانر گانگستری، که نتیجۀ بحران اقتصادی شدید وبیکاری دستهجمعی در امریکا بود، با فیلم «سزار کوچک» ساختۀ «مروین لروی» شروع شد. در واقع این نوع سینما (گانگستری) حاصل رویکردی رئالیستی به سینما ، در تقابل با رویکرد فانتزی دهۀ ٢٠ بود. رویکردی که بیانگر نوعی فساد در سیستم حاکم اعم از سیستمهای قضایی ، حزبی و غیره بود. فیلم، داستان مردی است از نسب ِ مهاجران کاتولیک که از ناهنجاریهای جنسی رنج میبرد و پس از شکست دادن رقبای خود، همه کاره و سلطان دنیای تبهکاران میشود. او جنایتهایش را نه به خاطر حرص و طمع ، بلکه به عنوان ابرمردی که فقط قدرت را دوست دارد؛ مرتکب میشود. فیلم نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شد.
یکی دیگر از محصولات رئالیستی این سالها، فیلم «درجبهۀ غرب خبری نیست» به کارگر
دانی «لوئیس مایلستون» است که به وقایع سالهای جنگ جهانی اول میپردازد. گروهی دانشآموز در سالهای ابتدایی جنگ در یکی از شهرهای آلمان تحت تاثیر تبلیغات معلمشان داوطلبانه به ارتش میپیوندند و یکی پس از دیگری کشته میشوند. میتوان گفت که فیلم در برداشتی واقعگرایانه از رمان بینظیر ِ «اریش ماریا رمارک»، در بارۀ ترس، خشونت و پوچی جنگ، حتی از کتاب هم موفق تربود و آن را باید مدیون ورود صدا به سینما و اصول مونتاژی جدید از ترکیب صوت (به خصوص در گفتگوها) و عناصر صوتی دانست. آیزنشتاین این فیلم را «یک تز دکترای خوب» نامید. فیلم برنده اسکار بهترین فیلم و کارگردانی در سومین دوره مراسم اسکار شد.
بعد از موفقیت فیلم آلمانی «فرشتۀ آبی»، زوج «اشترنبرگ» در مقام کارگردان و «مارلن دیتریش» در مقام بازیگر در همان سال «مراکش» را، این بار در هالیوود، ساختند. این فیلم یک شبه از «دیتریش» ستارهای جهانی ساخت و او را نامزد اسکار بهترین بازیگر سال و «اشترنبرگ» را نیز نامزد اسکارکارگردانی کرد. کارگردانی فوقالعادۀ «لی گارمیس» در خلق فضای پررمز و راز مراکش گرچه از نظر منتقدان واقع دوست آنسالها با واکنشهایی منفی روبرو شد؛ ولی امروز با گذشت دههها؛ بسیار تکان دهندن و افسونگراست. یکی از صحنههای به یاد ماندنی فیلم جایی است که «دیتریش» در کافهای با کت و شلوار و کلاه سیلندری در هیبتی مردانه ظاهر میشود و برنامه اجرا میکند و
در واقع نخستین زنی است که بر روی پردۀ سینما با لباس مردانه مشاهده میشود.
تنها فیلم مستقلی که «فردریش ویلهلم مورناو» آزادانه و با اختیار تام از کمپانی «فاکس» میسازد «طلوع»، محصول ١٩٢٧ است که اتفاقا تبدیل به شاهکاری بینظیر در تاریخ سینما میشود. در این سال «مورناو» فیلم «نان روزانۀ ما» را کارگردانی میکند که دیگر آزادی عمل فیلم «طلوع» را ندارد و حتی فیلم را کارگردانی دیگر به پایان میرساند. داستان این فیلم نیز همچون فیلم «طلوع» براساس مایهای دراماتیک از تضاد میان زندگی شهری و روستایی بنا شده است و صحنههایی بسیار زیبا از فضای روستا دارد. فیلم بعدها به «دختر شهری» تغییر نام داد.
ستارۀ نامدار «گرتا گاربو» نیز در این سال در نخستین فیلم ناطق خود تحت عنوان «آنا کریستی» ظاهر شد که دومین نسخۀ سینمایی از نمایشنامۀ برندۀ جایزۀ پولیتزر «یوجین اونیل » بود. کارگردان فیلم «کلارنس براون» است که در همین سال فیلم دیگری با نام «ماجرای عاشقانه» را به همراه «گاربو» میسازد. نکته جالب اینکه هم «براون» و هم «گاربو» به خاطر این دو فیلم نامزد اسکار میشوند. یعنی دونامزدی اسکار برای هرکدامشان.
شاخصترین فیلم کمدی این سال «بیسکویت حیوانی» با بازی «برادران مارکس» است که سرشاراز هجو منطق و جلوههای کمدی سورئال می باشد که بیشتر حاصل آزادی عملی است که تهیه کنندگان و کارگردانانی که با آنها همکاری میکردند، داشتند.
نکات
• بالاترین تعداد تلفات انسانی در حین فیلمبرداری فیلمهای هالیوودی درتاریخ سینما ، به تولید فیلم «چنین مردانی خطرناکند» دراین سال تعلق دارد که طی برخورد دو هواپیما روی صحنۀ فیلمبرداری، ده نفر از عوامل فیلم جان خود را از دست میدهند.
• «بینگ کرازبی» که در این سال هنوز بازیگری آماتور و گمنام بود؛ در قسمتی از فیلم «سلطان جاز» یک اجرای سه نفره آواز با گروه «پلی وایتمن» داشت، اما این سکانس در نسخه نهایی فیلم برای نمایش قرار داده نشد. وقتی سالها بعد فیلم دوباره پخش شد؛ «کرازبی» به ستارهای درجه یک تبدیل شده بود و فیلم دوباره تدوین شد و صحنههای او دوباره به فیلم چسبانده شد. در پوستر فیلم هم نام او اول از همه آمد!
• اولین انیمیش بلند عروسکی به وسیلۀ «لادیسلا واستراویچ» روسی با نام «روباهی به نام ریموند» تولید شد.
• قرارداد «آیزنشتاین»، با کمپانی «پارامونت» جهت کارگردانی چند فیلم، که حدود چند ماهی بود به امریکا سفر کرده بود فسخ شد. پارامونت دلایل خود را مضامین اجتماعی، توجیه نبودن هزینههای بالا و زمان طولانی فیلمها ذکرکرد. وزارت امور خارجه نیز «آیزنشتاین» را در این سال، به علت مسایل سیاسی و کمونیست بودنش دیپورت کرد.
تولدها
• تیپی هدرن (بازیگر)- جین هکمن (بازیگر)- جوان وودوارد (بازیگر)- جان فرانکن هایمر (کارگردان)- استیو مک کوئین (بازیگر)- سیلوانا مانگانو (بازیگر)- کلینت ایستوود (بازیگر)- جنا رولندز (بازیگر)- کلود شابرول (کارگردان)- شون کانری (بازیگر)- ری چارلز (خواننده و آهنگساز)- شل سیلورستاین (نویسنده)- ریچارد هریس (بازیگر)- هارولد پینتر (نمایشنامه و فیلمنامه نویس)- ژان لوک گودار (کارگردان)
مرگها:
• دی . اچ . لارنس (نویسنده)- ولادمیر مایاکوفسکی (شاعر)- آرتور کونان دویل (نویسنده)
|
|
5.00/5 (1 امتياز دهنده)
|

نظرات
So true. Hosnety and everything recognized.
نظر خود را بنویسید