سینمای امریکا- 1927
سینمای امریکا- 1927
شهرام عطایی
مهمترین رخدادهای این سال یکی تاسیس آکادمی هنرها و علوم سینمایی بود که هرساله وظیفه داشت به بهترینهای سنیما در رشتههای مختلف فیلم، کارگردانی، بازیگری و غیره جوایزی اهدا کند، که بعدها به اسم «اسکار» معروف شد. هدف اصلی این آکادمی فراتر از دوکارکرد ویژهی آن دورهی سینمای امریکا، یعنی «تجارت» و «سرگرمی» میرفت و عمدتا روی وجه هنری فیلمها تمرکز داشت. 
دومین رویداد مهم، تولید و نمایش نخستین فیلم ناطق تاریخ سینما، با نام «خوانندهی جاز»، به کارگردانی «آلن کراسلند» بود. با اینکه فیلم و داستانش تا حدی باسمهای و بسیار ساده به نظر میرسد ولی منشاء تحولی عظیم بود که راه را برای فیلمهای ناطق بعدی هموار ساخت. درضمن همین فیلم نامزد جایزهی اسکار برای بهترین فیلمنامهی اقتباسی شد! (نام جایزه تا آن زمان هنوز به اسم اسکار تغییر نام نیافته بود وبه اسم جایزهی آکادمی معروف بود.)
فیلمی که اولین جایزهی اسکار ِ بهترین فیلم را دریافت کرد، «بالها» ساختهی «ویلیام ولمن» بود. فیلم به خاطر پرداخت حرفهای و غافلگیرکنندهی صحنههای نبرد هوایی و همچنین مثلث عاشقانهی پرسوز و گدازش با موفقیت تجاری بالایی روبرو شد وبه یکی ازمشهورترین وجریانسازترین فیلمهای هالیوود تبدیل شد. فیلم با بیش از ده فیلمبردار متخصص و در برخی صحنهها نبردهوایی با بیش از 50 بار تکرار فیلمبرداری، در نوع خود بینظیر بود و به قدری این صحنهها خوب از کار در آمدند که کمپانی سازندهی فیلم، «پارامونت»، تا سالها از آنها در فیلمهای دیگر جنگی بهره میبرد.
«آسمان هفتم» جوایز بهترین کارگردانی برای «فرانک بورزیج» و فیلمنامه اقتباسی را گرفت. فیلم یک رمانس هالیوودی است که وقایع آن در پاریس سالهای جنگ جهانی اول میگذرد. نکته جالب فیلم گفتگوهای صامت آن است که در آن بازیگران امریکایی به وضوح فرانسوی حرف میزنند. «جنت گینور» نیز به خاطر بازی در این فیلم و همچنین فیلم «طلوع» به کارگردانی «فردریش ویلهلم مورنا» جایزهی بهترین بازیگر زن را دریافت میکند. این نخستین فیلم امریکایی «مورنا» در واقع شاهکار بلامنازعی است که در طول تاریخ و پس از
گذشتن سالیان متمادی به ارزش و اعتبار آن افزوده شده است. فیلم داستان زنی شهری است که برای تعطیلات به روستا میرود و مرد دهقان متاهلی را اغوا میکند و سپس میکوشد او را به کشتن همسرش و آمدن به شهر تشویق کند. فیلمنامه پیشپاافتاده و نه چندان قابل توجه جلوه میکند اما برای «مورنا» همین قصهی ملودرام ساده و معصومانه از تضاد شهر و روستا، تمدن و طبیعت کفایت میکرد تا میزانسن جادوییاش را به کمال برساند. فیلم از طریق آمیختن واقعیت بیرونی با جلوههای استودیویی و از طریق یکی از درخشانترین، پرزحمتترین و باورنکردنیترین کاربردهای نور در تاریخ سینما، واقعیتی نوین و هنرمندانه خلق میکند و نیز نمونهی منحصربفردی از آمیزهی ایدهال ذهنیت اروپایی با آزادیها و فضای تازه و سرزندهی امریکایی به شمار میآید. فیلم جایزهی بهترین فیلمبرداری را نیز دریافت میکند ودر سالهای بعد نیز همواره جزو ده فیلم برتر تاریخ سینما از دیدگاه منتقدان سینمایی قرار میگیرد.
در واقع یکی از عوامل اصلی در بروز موفقیت فیلم، آزادی فراوانی است که کمپانی «فاکس» فارغ از محدودیتهای نظام استودیویی رایج آن زمان، در اختیار «مورنا» قرار میدهد تا او بتواند در آنجا از سابقهی درخشان خود در اروپا، به نحوی شایستهتر بهره ببرد.
«امیل یانینگس» ِ آلمانی برای بازی در فیلم «راهی که همه میروند» ساختهی «ویکتورفلمینگ» و همچنین «آخرین فرمان» به کارگردانی «جوزف فن اشترنبرگ» اولین برندهی اسکار بهترین بازیگر مرد ِ نقش اول شد. خود ِ اشترنبرگ ِ آلمانی نیز در همین سال فیلم «دنیای تبهکاران» را برای کمپانی «پارامونت» کارگردانی
میکند که پیشقراول فیلمهای سیاه دههی چهل امریکا به شمار میآید. فیلمنامهی فیلم کار «بن هکت» است که به خاطرنگارش آن برندهی اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی میشود.
«ویکتوشوستروم» ِ سوئدی نیز «داغ ننگ» را در کمپانی «متروگلدوین مایر» میسازد که اقتباسی است از رمان پرآوازهی قرن هفدهمی «ناتانیل هاتورن». «لیلیان گیش» بازیگر زن ِ مورد علاقهی «شوستروم» و بازیگر سابق فیلمهای «گریفیث» برای نخستین بار در فیلمی از استاد سوئدی ظاهر میشود.
زوج رویایی هالیوود «گرتاگاربو» و «جان گیلبرت» نیز در نخستین فیلم از چهار فیلم مشترکشان با عنوان «جسم و شیطان» به کارگردانی «کلارنس براون» در کنار یکدیگر قرار میگیرند. «اریک فون اشتروهایم» موضوع پیشپاافتادهای مانند ازدواج را در فیلم «مارش عروسی» تبدیل به یک تراژدی تاثیرگذار میکند. فیلمی تلخ و بیپرده از شرارتها و مصائب آدمی که باعث شد کمپانی تهیه کنندهی فیلم، یک ربع از آن را سانسور کند. فیلم داستان تنهایی شخصیتهایی است که پول، عشقهای آنان را منحرف میکند و باعث ازدواجهای اجباری و جدایی از عشقهایشان میشود. «اشتروهایم» فیلم را به عاشقان حقیقی تقدیم میکند.
«سیسیل ب. دمیل» سرگذشت «عیسی مسیح» را در قالب فیلم «شاه شاهان» در کمپانی فیلم خود کارگردانی میکند. فیلم از پرتماشاگرترین فیلمهای تاریخ سینما است. «دمیل» یک کشیش یسوعی را واداشت تا به همراه یک روحانی دیگر بر رویکرد مذهبی صحنهها در طول فیلمبرداری نظارت داشته باشند و
اجازه نداد کسی با بازیگر نقش مسیح صحبت کند. بازیگر نقش مسیح طی فیلمبرداری در مجامع عمومی ظاهر نمیشد و سرصحنه نیز با سرپوش سیاه حضور مییافت.
«چارلی چاپلین» نیز در اوج کار خود فیلم «سیرک» را با داستانی از خودش به فیلم درآورد. فیلم نامزدی اسکار بهترین کارگردانی و بازیگری را برای چاپلین به ارمغان آرود و متعاقب آن برندهی اسکار افتخاری برای فیلمش شد.
«باسترکیتون» نیز در فیلم «دانشکده» ساختهی «جیمز هورن» ایفاگر نقش دانشجویی است که در فضاهایی اپیزودیک درگیر رشتههای مختلف ورزشی میشود. «کیتون» که خود همواره بدلکار تمام صحنههای آکروباتیک دشوار فیلمهایش است، در این فیلم برای اولین و آخرین بار از یک قهرمان المپیک به نام «لیبارنز» برای صحنهی پرش با نیزه به داخل پنجرهای در طبقهی دوم ساختمان استفاده میکند.
|
|
5.00/5 (3 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید