1926 سینمای امریکا


1926 سینمای امریکا
شهرام عطائی
«فرد نیبلو» «بن‌هور» را که عظیم‌ترین فیلم زمانه‌ی خود بود کارگردانی می‌کند.  قبل از این، نسخه‌های تئاتری و سینمایی این کتاب عرضه شده بود ولی برای این فیلم تدارک مفصلی دیده شده بود و با دردسرهای پیچیده‌ای در ایتالیا جلوی دوربین رفت.  ازجمله اینکه در جریان کار، کمپانی «متروگلدوین‌مایر» مجبور به تعویض گروه سازنده، از جمله کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر نقش اول شد.  هم‌چنین فاش شد که دستیار Copy__2__of_benhur.jpgکارگردان ایتالیایی فیلم، سیاهی لشگرها را برمبنای عقاید سیاسی آنان (فاشیست و ضد فاشیست) بین نیروهای متخاصم تقسیم کرده است.  «ویلیام وایلر» که یکی از دستیاران کارگردان در صحنه‌ی ارابه رانی بود در سال 1960 فیلم را با موفقیت بازسازی و کارگردانی کرد. 
«جرج فیتس موریس» کارگردان فرانسوی الاصل که متخصص فیلم‌های عاشقانه‌ی حادثه‌ای بود، فیلم « پسر شیخ» را با طراحی صحنه‌ی مبتکرانه‌ی «ویلیام کامرون منزیس» در چشم‌اندازهای ایالت یوتا که در واقع عربستان هالیوود است، می‌سازد.  فیلم با اینکه از عناصر یاد شده (کارگردانی، طراحی صحنه) و هم‌چنین فیلم‌برداری خوب بهره‌مند است ولی تمامی این‌ها در مقابل شمایل افسانه ای «رودولف والنتینو»، بازیگر فیلم رنگ می‌بازد.  فیلم بیش از هر چیز سندی از پسند میلیون‌ها زن تماشاگر در آن سال‌ها تلقی می‌شود که به عشق دیدن «والنتینوی» محبوب به سینما می‌رفتند. 
«فرانک کاپرا» دو فیلم با حضور «هری لنگدون» می‌سازد: «قدرتمند» و «ولگرد، ولگرد، ولگرد» که هر دو جزء کمدی‌های غیرمتعارف آن سال‌هاست.  «باسترکیتون» نیز دو فیلم می‌سازد: «باتلر مبارز» و «جنرال».  در «جنرال» زمان وقوع حوادث، جنگ‌های داخلی امریکاست.  ماشین که یکی از دغدغه‌های اصلی «کیتون» بود، در این فیلم به صورت لوکوموتیو حضور دارد.  هم‌زیستی مسالمت‌آمیز ماشین و انسان و نوعی زندگی قرن بیستمی در فیلم‌های «کیتون» در واقع نوعی تقابل با «چاپلین» و احساسات‌گرایی قرن نوزدهمی او بود.  فیلم براساس ماجرایی واقعی، در محل‌هایی واقعی و با لوکوموتیوهای واقعی فیلم‌برداری شده است و معروف‌ترین فیلم «کیتون» به شمار می‌آید.  نشریه‌‌ی معتبر «سایت اند ساوند» در انتخاب ده فیلم برتر تاریخ سینما در سال 1972، این فیلم را جزء فهرست خود انتخاب کرد. و بالاخره اینکه «رائول والش» با فیلم ضد جنگ «ارزش افتخار» جایگاه خود را به عنوان فیلمسازی برجسته تا چهل سال دیگر تثبیت می‌کند. فیلم ستایش‌نامه‌ای است در باب رفاقت‌های مردان جنگ. 
در انگلستان «هیچکاک» نخستین اثر کامل خود را با تاثیری روشن از سینمای اکسپرسیونیستی آلمان و دست مایه‌ای که بعدها از شاخص‌های کارش می‌شود (مردی به جرمی که مرتکب نشده تحت تعقیب قرار می‌گیرد) می‌سازد. 
در شوروی «پودوفکین» نسخه‌ای استادانه از رمان «مادر» اثر «گورکی» را به فیلم برمی‌گرداند که به سبک و سیاق فیلم‌های مشهور هم‌دوره‌اش ، مثل رزمناو پوتمکین، سیاسی است و مستقیما به انقلاب مربوط می‌شود.  رویکرد پودوفکین به نقاشی در نماهای مربوط به نقش مادر با وام‌گیری از دوره‌ی نقاشی‌های آبی ِ «پیکاسو» به خوبی مشهود است.  نکته‌ی حائز اهمیت دیگر فیلم، استفاده و بهره‌گیری از بازی بازیگران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای فیلم در هم‌ذات‌پنداری با نقش‌های خود به روش استانیسلاوسکی است.  Copy_of_faust_02.jpg
در آلمان «فریدریش ویلهلم مورنا» «فاوست» گوته را به فیلم برمی‌گرداند که در واقع آخرین فیلم او در آلمان است.   «لوته راینیگر» نیز با الهام از کتاب «هزارویکشب» نخستین فیلم بلند داستانی نقاشی متحرک را با تمهید سایه‌نمایی به تقلید از سایه‌بازی شرق می‌سازد و نمایشش با استقبال خوبی روبرو می‌شود. نام فیلم «ماجراهای شاهزاده احمد» است. 
در ژاپن «تینو سوکه کینوگاسا» فیلم آونگارد «صفحه ای جنون‌آمیز» را می‌سازد که شاهکاری است از سینمای صامت ژاپن و آسیا.  فیلم را پیش‌گویی هنری نظریه‌های روانکاوانه‌ی مدرن دانسته‌اند که داستان مرد و زنی دیوانه را روایت می‌کند که در آسایشگاهی روانی بستری هستند و خاطراتشان را یادآوری می‌کنند.

رویدادهای هنری:
تولدها: جان شله زینگر (کارگردان)، آندری وایدا (کارگردان)، جری لوئیس (بازیگر)، مریلین مونرو (بازیگر)، مل بروکس (کارگردان)
مرگ‌ها: رودولف والنتینو (بازیگر)، هری هودینی (شعبده باز)، کلود مونه (نقاش)، راینرماریا ریلکه (شاعر)



5.00/5 (5 امتياز دهنده)
نوشته شده توسط : مدیر سایت | تاریخ : ۰۶ تير ۱۳۸۹ | تعداد بازدید این مطلب : 1123 | چاپ این نوشته

نظر خود را بنویسید

    نظرات
نام
ایمیل
وب سایت
کد امنیتی