مروری بر سینمای جیم جارموش
مروری بر سینمای جیم جارموش
شهرزاد ایران نژاد
"زندگی پیرنگی ندارد، چرا باید یک فیلم داشته باشد؟!" - جیم جارموش
او را می توان یکی از شاخص ترین چهره های سینمای مستقل امریکا- حتی پیشروِ آن در دهه های 80 و 90- دانست. جارموش را به عنوان یک کارگردان، یک نویسنده و مؤلفی اصیل می شناسند. جیم جارموش کارگردانی است که بیش از آنکه دغدغۀ چه و چراییِ اعمال انسانی را داشته باشد دلمشغولِ چونیِ آنهاست.
جیمز آر. جارموش در 22 ژانویه 1953 در اکرونِ اوهایو به دنیا آمد. در 1971 به قصد نویسنده شدن وارد دانشگاه شد. برای گذراندن ترم پایانی تحصیلاتش به پاریس رفت ، اما یک سال آنجا ماند. او بیشتر وقتش را در سینماتک پاریس به دیدن فیلم هایی از زمان ها و مکان های مختلف گذراند. او در مورد این دوره می گوید: "اونجا بود که چیزهایی دیدم که تنها درباره شون شنیده بودم. فیلم هایی از اوزو ، میزوگوشی ، ایمامورا ، برسون ، درایر ، فولر. وقتی از پاریس برگشتم هنوز می نوشتم ، نوشته هام داشتند سینمایی تر، یعنی بصری-توصیفی تر، می شدند." پس از برگشتن به نیویورک از مدرسه فیلم سازی نیویورک درخواست ثبت نام کرد و در کمال تعجب پذیرفته شد، او تا آن زمان هیچ تجربه ی فیلم سازی نداشت. در این دوران بود که در کنار نیکولاس رِی و ویم وندرس تجربه کسب کرد. جارموش اولین فیلمش تعطیلات همیشگی را با کمک هزینه تحصیلی ای که قرار بود خرج دانشگاهش شود ساخت.
جارموش بارها و بارها از چگونگی خلق فیلمهایش به روشی"چپکی" گفته است؛ از این که چگونه از میان مجموعه ای از تندنگاری های اتفاقی ای که دائماً در حال نوشتن آن هاست، موضوعی را، حول شخصیت هایی که دوست دارد با آنها کار کند، ترسیم می کند؛ و این که چگونه به داستان اجازه می دهد تا آزادانه پیش رود و از این طریق حس و حال فیلم را می سازد. او در مصاحبه ای به مناسبت فیلم عجیب تر از بهشت می گوید : "به جای اینکه اول دنبال داستان باشم و بعدش جزئیاتو بهش اضافه کنم ، جزئیاتو جمع می کنم و بعدش سعی می کنم تا یک پازل یا داستانو بسازم. این داستانه که یواش یواش خودشو برام تعریف میکنه ، تا اینکه من باشم که اونو تنظیم کنم." 
جارموش در مصاحبه ای در مورد فیلم تعطیلات همیشگی می گوید : "یه دوربین متحرک چشمای تماشاگرو به زور با خودش از این تصویر به اون تصویر می کشونه و توجهشو در اختیار خودش می گیره ؛ فیلمای من هیچ ربطی به این حرکات مستبدانه ندارن ، سینمای من درباره مشاهده ست – دید زدن قهرمان داستان به روش چشم چرانی. تماشاگر باید بتونه شخصیت ها و لوکیشن ها رو دید بزنه نه اینکه حواسش به دوربین باشه. " – در سینمای جارموش به تماشاگر گفته نمی شود به چه چیز بنگرد و او حق انتخاب دارد.
اکثر فیلم های جارموش در امریکا رخ می دهند اما جارموش همواره تلاش دارد به امریکا "از چشمان یک خارجی" نگاه کند. به این قصد که شکلی از سینما بیافریند که سینمای اروپا ، ژاپن و هالیوود را یکجا گرد آورد. شیفتگی جارموش نسبت به موسیقی و زبان در تمام فیلم هایش مشهود است. منتقدی می گوید: "فیلم های جارموش ضرباهنگ بلوز و جز دارند، حتی در استفاده شان از زبان یا حذف آن. تاثیر فیلم های او روی حواس مشابه برخی قطعات موسیقی است، که شنیده نمی شوند تا وقتی که دیگر برای اینکه از مغز بیرونشان کنی بسیار دیر است".
طی این پروژه شش فیلم شاخصِ این کارگردان را مرور خواهیم کرد: زمین خوردۀ قانون (۱۹۸۶)، شب روی زمین (۱۹۹۱)، مردِ مرده (۱۹۹۵)، قهوه و سیگار (۲۰۰۴)، روح سگ : منشِ سامورایی (۱۹۹۹) و گل های پژمرده (۲۰۰۵).
|
|
5.00/5 (1 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید