ازخودبیگانگی، واقعنمایی و...
شهرام عطایی
1923-شاخصترین فیلم این سال و به عبارتی یکی از شاخصترین فیلمهای تاریخ سنیما «حرص» به کارگردانی اریک فون اشتروهایم میباشد. اشتروهایم در چند فیلم از جمله «تولد یک ملت» بازیگر و در چند فیلم دیگر از گریفیث از جمله «تعصب» دستیار کارگردان بود. شاید به جرات بتوان گفت آثار هیچ کارگردانی به شدت آثار اشتروهایم توسط نهادهای کنترل کننده اقتصادی و اجتماعی سانسور و مثله نشده است. او در حد فاصل اولین تا آخرین ساختهاش (1933-1918) ده فیلم ساخت. دوفیلم او بسیار کوتاه شد، بیش از دوسوم دو فیلم دیگرش را سانسور کردند. یکی از فیلمهایش را کارگردانی دیگر مونتاژ کرد؛ یکی دیگر از آنها هنگام فیلمبرداری به کارگردانی دیگر سپرده شد، یکی را به پایان نبرد و دیگری به نمایش در نیامد. نسخه اصلی فیلم حدود 8 ساعت بود که کمپانی متروگلدین مایر 6 ساعت از فیلم را مثله کرد که انستیتو فیلم امریکا در سال 1999 با تلاشهای فراوان توانست چیزی حدود 239 دقیقه از 480 دقیقه آن را بازآوری کند.
فیلمنامه را خود اشتروهایم با اقتباسی دقیق از روی رمان فرانک نوریس که یکی از بزرگترین نویسندگان ناتورالیست امریکا به شمار میرود، نوشته است. فیلم داستان دختری به نام «ترینا» است که پس از ازدواج با مردی به نام «مک تیگ» سردمزاج شده و گرایش شدید و غیرعادی نسبت به پول پیدا میکند. «ترینا» پولی را در بختآزمایی برنده میشود و پسانداز میکند. مکتیگ در اثر رقابت با «مارکوس» که از دوستان سابق «ترینا» است بیکار میشود و در اوج عصبانیت «ترینا» را میکشد و با پول او به سوی دره مرگ در کالیفرنیا میگریزد. «مک تیگ» در دره مرگ با «مارکوس» که او را تعقیب کرده روبرو میشود و او را نیز میکشد. اما برای او نیز راه گریزی نیست، چرا که با دستبندی به جسد «مارکوس» پیوند خورده است.
اشتروهایم در اکثر آثارش و به خصوص در این فیلم با شورو هیجان سادومازوخیستی، با ضبط دقیق نقصهای جامعهای فاسد موفق به تشریح ازخودبیگانگی آدمی میشود. هریک از قهرمانان زن فیلمهای او نمادی از عشق تحقیر شدهاند و مردان سلطهجو و مغرور از قدرت جنسی خود، در یونیفورم و لباسهایشان مسخره و متظاهر به نظر میرسند. مردان فیلمهای او با به مخاطره افکندن «زن» و «عشق» و بیاعتنایی نسبت به آنان و پرداختن به موضوعاتی همچون طمع و خیانت مسبب پایانهای تراژیک و اسفباری میشوند.
طراحی صحنهی درخشان وبینظیر فیلم که در دره مرگ میگذرد کار اشتروهایم و سدریک گیبونز است.
گیبونز بعدها طراح و سازنده مجسمه اسکار شد و 11 جایزه اسکار از میان 37 جایزه اسکاری که نامزدش بود، را ربود.
کمپانی «پارامونت» فیلم عظیم و پرزرق و برق «ده فرمان» را به کارگردانی «سیسیل ب . دمیل» تولید میکند که یکی از مهمترین آغازگران این نوع از آثار است. فیلم برخلاف آثار سیاه و سفید آن سالها به طریقهی تکنیکالر و با جلوههای ویژهی هنوز دیدنی ساخته میشود. «دمیل» در سال 1956 فیلم را با همین نام بازسازی میکند.
در فرانسه «آبل گانس» با فیلم «چرخ» راهگشای انقلاب زیبایشناسانه بوسیلهی هنرهفتم در آغاز دههی بیست در سینمای هنری فرانسه و اروپا (بخصوص شوروی) میشود. داستان فیلم در باره یک مامور راه آهن (که اتفاقا سیزیف نامیده میشود) است که در یک تصادف قطار به دختر یتیم کوچکی برمیخورد و او را به فرزندخواندگی میپذیرد. بعدها که دختر به تدریج رشد میکند و به سن بلوغ میرسد، مامور راهآهن عاشق او میشود ولی اجازه میدهد او با نامزدش ازدواج کند و به شهر برود. پسر مامور راهآهن مدتی بعد در مییابد که دختر در واقع خواهر واقعیاش نبوده و چون او نیز همانند پدرش عاشق دختر بوده آرام و قرار خود را از دست میدهد و به شهر میرود و با شوهر او درگیر شده و هردو در پی نزاعی از پرتگاهی پرت شده و میمیرند. در پایان نیز دختر نزد مامور راهآهن که حالا نابینا شده باز میگردد تا از او پرستاری کند. فیلم چه از لحاظ تکنیکی با مونتاژهای سریع (همانند سکانس از خط خارج شدن قطار و مرگ لوکوموتیوران) و چه محتوایی با اشاراتی به نوع روابط کاراکترها و سرنوشت محتوم و گریزناپذیرشان (افسانهی سیزیف، اودیپوس و آنتیگون) و ترکیب این دو قالب با یکدیگر، برای نخستینبار امکانات بیانی ویژه و جدیدی را در ادامهی تکامل زبان سینمایی «گریفیث» برای سینما پدید آورد.
«خانواده بودهی متبسم» ساخته «ژرمن دولاک» نخستین اثر زن آزادیخواه تاریخ سینما به شمار میآید. فیلم داستان خانم «بوده» رمانتیک است که آثار «دبوسی» را مینوازد و علاقمند به خواندن داستانهای عاشقانه است و همسر خشن او که یک تاجر پولدار است قادر به درک او نیست و زن در رویا خود را کنار مرد دیگری تصور میکند. فیلم گرچه به لحاظ تکنیکی و بخصوص نورپردازی آن امپرسیونیستی به شمار میآید ولی از لحاظ روانشناختی میل به سورئال دارد. خود «دولاک» بعدها به سوی سینمای ناب و سورئال روی میآورد. فیلمهای معروف «آلیس» (وودی آلن) و «امنی بریست» (راینرورنر فاسبیندر) شدیدا متاثر از این فیلم هستند.
«هارولدلوید
» در محبوبترین فیلمش ظاهر میشود: «ایمنی، آخر از همه». حتی کسانی که هیچگاه فیلمی از «لوید» ندیدهاند یکی از سکانس این فیلم را که او از عقربههای ساعت برج لوسآنجلس آویزان است را آشنا مییابند. «لوید» با اینکه سه سال قبلتر از این فیلم در سرصحنهی فیلم «ارواح جن زده» بر اثر انفجار یک بمب، انگشت سبابه و شست خود را از دست داده بود و در فیلمهایش دستکش مخصوص سفید به دست میکرد، ولی اجرای اکثر صحنههای خطرناک این فیلم را خود به عهده داشت، زیرا واقعنمایی به این معنا که به همه چیز در واقعیت و جلوی دوربین اتفاق بیفتد، از ارکان اصلی سینمای کمدی صامت به شمار میآمد.
فیلمهای مهم دیگر این سال:
- زنی از پاریس (چارلی چاپلین)
- مهمان نوازی ما (باسترکیتون)
- گوژپشت نتردام (والاس وورسلی)
- گاری سرپوشیده (جیمز کروز)
|
|
5.00/5 (3 امتياز دهنده)
|

نظرات
خیلی خوبه،راستی برای تاریخ سینما کدوم کتاب بهتره؟
نظر خود را بنویسید