سینما پس از جنگ


 

شهرام عطائی

 

1919-   در 28 ژوئن طبق عهدنامه‌ی ورسای جنگ جهانی اول در تمامی جبهه‌ها به پایان رسید وشرایط ادامه‌ی روند تکامی سینما فراهم آمد.  علاوه بر سینمای هالیوود که پس از جنگ رشد چشمگیری، چه از لحاظ تجاری و چه هنری را آغاز کرد، درکشورهایی نظیر آلمان، سوئد، فرانسه و شوروی نیز تغییرات عمده محسوس بود.  هرچند همه‌ی کشورهای تولید کننده‌ی فیلم، کمابیش تحت کنترل کنسرسیوم‌های بزرگ هالیوود درآمدند (به جز اتحادجماهیر شوروی).  مشابه همین رنسانس هنری را بعدها نیز، پس از پایان جنگ جهانی دوم در سینمای جهان شاهد خواهیم بود.  در سوئد دو چهره شاخص‌ترند که طی 6-5 سال بعد به هالیوود مهاجرت کردند: «ویکتورشوستروم» و «موریتس اشتیلر».  «شوستروم» با استفاده از طبیعت، به عنوان منبع ذخیره‌ی زبان تصویری، در فیلم‌هایش یک پیشگام و استاد به شمار می‌رود.  در فیلم‌های او طبیعت نقش یک زمینه را ندارد، بلکه همانند سرنوشت قهرمان فیلم، رویدادی استعاری است و داستان و محیط به صورت فضایی واحد به هم پیوند می‌خورند.  فیلم مهم «شوستروم» در این سال – بهترین فیلم او در دوران فیلم‌سازیش- «ارابه‌ران مرگ» است.  نورپردازی مضاعف و بازی با سایه‌ها به عنوان تکنیکی برای بیان و زبان خاص سینمایی در این فیلم قابل تحسین است.  «شوستروم» استفاده از تکنیک‌ها و دکور را بر پرسوناژها ترجیح می‌دهد، درحالی که «موریتس اشتیلر» برای  آدم‌ها و داستان‌ها اهمیت‌بیشتری قائل است و همین اهمیت دادن باعث کشف یکی از بزرگترین ستاره‌های تاریخ سینما – گرتا گاربو- در سال‌های بعد توسط او می‌شود.  مهم‌ترین فیلم «اشتیلر» در این سال «گنج آقای آرنه» است.

lilian_gish.jpgپنج ساله‌ی  1919 تا 1924 آلمان، به رغم شکست در جنگ و درگیر بودن با شورش‌ها، کودتاها، مداخله‌های نظامی، کاهش ارزش پول و گرسنگی و تزلزل سیاسی و اقتصادی،  غنی‌ترین دوران سینمایی خود را طی کرد.  نخستین آزمایش‌های هنری در سینمای آلمان نمایانگر گرایش‌های آن در به تصویر کشیدن رویدادهای درونی و عینیت بخشیدن نمادین به آن‌ها بود که منجر به پیدایش سبک اکسپرسیونیسم در هنر شد.  هرچند که پیش‌زمینه‌های این سبک در سال‌های قبل در سینمای آلمان بروز کرده بود ولی در این سال‌ها اساسا با ظهور فیلمنامه‌نویسی منحصر به فرد، به نام «کارل مایر»، که اهمیت او را در حد نقش «چزاره زاواتینی» در مکتب نئورئالیسم می‌دانند، به اوج خود رسید.  «مطب دکتر کالیگاری» (1920)، «طلوع» (1927)، «تارتوف» (1925) و «آخرین مرد» (1924)، از مهمترین فیلم‌هایی هستند که «مایر» سناریوی آن‌ها را نوشته است.  در این سال «فریتس لانگ» فیلم «عنکبوت‌ها» را براساس ژانر محبوب آن دوران (سریال‌های ماجرایی) ساخت.

با پایان جنگ جهانی علاوه بر پیدایش و تکمیل سبک اکسپرسیونیسم، در فرانسه نیر آونگاردهایی نظیر «آبل گانس»، «ژرمن دولاک»، و «مارسل لوبیه» ظهور کردند وسبکی دیگر، یعنی امپرسیونیسم پا به عرصه‌ی سینما نهاد که این خود در تائید نظریه‌ی نظریه‌پرداز (درواقع نخستین نظریه‌پرداز سینما) ایتالیایی، «ریچیوتو کانودو» بود که در سال 1911 مانیفست هنرهفتم را برای سینما، در هم سویی با سایر هنرها بیان داشته بود. 51cjA33eCvL__SS500_.jpg

در امریکا «گریفیث» دو فیلم بزرگ خلق کرد.  یکی «شکوفه‌های پژمرده» که از آن به عنوان نخستین ملودرام با ارزش تاریخ سینما یاد می‌کنند، و دیگری «سوزی پاکدل» که به قول فیلم‌ساز موج نویی سینمای فرانسه، «کلودشا برول»، موضوع کوچک آن باعث خلق فیلم کوچکی نشده است.

اتفاقات مهم: اولین پرواز مسافرتی دنیا بین نیویورک و آتلانتیک سیتی ( 30 می)- استقلال افغانستان از انگلستان (19 آگوست)- جایزه صلح نوبل به «وودرو ویلسون» رئیس جمهور امریکا (10 اکتبر)

تولدها: جی دی سلینجر(نویسنده)- جنیفر جونز (بازیگر) – نات کینگ کول (خواننده)



5.00/5 (2 امتياز دهنده)
نوشته شده توسط : مدیر سایت | تاریخ : ۲۱ مرداد ۱۳۸۸ | تعداد بازدید این مطلب : 284 | چاپ این نوشته

نظر خود را بنویسید

    نظرات
نام
ایمیل
وب سایت
کد امنیتی