اندازه نما - Scale
بهرام فرهادی
بخشی از دستور زبان سینما به مسایل فنی وزیبا یی شناسانه آن مربوط میشود.در بخش تصویر، سینما همچون سایر هنرهای تصویری از بدن انسان برای تعیین مقیاس برای سنجش میزان بزرگی و کوچکی تصاویرش( میزان دور یا نزدیک بودن سوژه به دوربین) استفاده می کند.
بنا به این تعریف ،انواع نماهای سینمایی یا به تعبیر دیگر موقعیتهای دوربین نسبت به سوژه به سه دسته کلی تقسیم میشوند:
1-"نمای دور" (لانگ شات)
Long Shot(LS)
2-"نمای متوسط" (مدیوم شات)
Medium Shot(MS)
3-" نمای نزدیک" یا "نمای درشت" (کلوز آپ)
Close Up(CU)
برای هر چه دقیقتر شدن این اندازه ها، نماهایی هم دربین و خارج از این محدوده ها درنظر گرفته شده است. مانند "نمای بسیار دور" یا نمای بسیار نزدیک" یا" نمای متوسط دور"یا "نمای متوسط نزدیک".
نمای دور(لانگ شات)
یک نمای دور(لانگ شات)به نمایی گفته میشود که تمام بدن بازیگر یا بازیگران جلوی دوربین را و گاه بیشتر از آن را شامل شود. نمایی که فقط از نوک سر تا کف پای بازیگر را شامل میشود نمای فول شات نامیده میشود. نمایی که بازیگر با دوربین فاصله بسیار زیادی دارد و نیز چشم اندازهایFull Shot( FS)طبیعت نمای بسیار دور Extreme Long Shot(ELS) نامیده میشود. نمایی که از نوک سر بازیگر تا زانوانش را شامل شود "نی شات" Knee Shot که به سبب کاربرد زیاد آن در تصویر اسب سواران یا هفت تیرکشها در فیلمهای وسترن (شات آمریکایی) American Shot خوانده می شود.
در سالهای اولیه تاریخ سینما و قبل از ابداع صرف و نحو سینمایی ، داستان فیلمها عموما" در نماهای دور تعریف میشد. فیلمهای" ژرژ ملیس" همچون یک تئاتر فیلمبرداری شده در یک نمای طولانی و دور است. در فیلمهای"چارلی چاپلین" هم این موضوع مشاهده میشود. لانگ شاتهای چارلی چاپلین حالتهای اغراق شده صورت وحالات بدن وی را نشان میدهد بدون آنکه دوربین جلوتر برود ویا بخواهد با مونتاژی پیچیده ذهن بیننده را درگیر کند.
یک نمای دور دارای چنین ویژگیهایی است:

1- برای نشان دادن ومعرفی فضا، مکان، حرکت، بازیگران و یا یک سوژه بزرگ و یا دور (ساختمان دادگاه، کوهستان، میدان نبرد، ورود اتومبیل قهرمان داستان به قبرستان در یک غروب پاییزی، عبور هواپیما در آسمان ویا برخاستن بازیگر و خروج او از اتاق) استفاده میشود. در صورتی که برای معرفی یک فضا استفاده شود معمولا"در ابتدا و یا انتهای یک صحنه بکار میرود و به آن "نمای معرفی" یاStablishing Shot میگویند.
2- برای نشان دادن موقعیت بازیگران و سایر اجزاء صحنه(اتومبیل، ساختمان، پرتگاه و...) نسبت به یکدیگر و نسبت به مکانی که در آن قرار دارند ونیز نسبت به دوربین بکار میرود. مثلا"معمولا" در دکوپاژ یک گفتگو (تقطیع یک گفتگو به چند نمای مجزا) پس از چند نمای درشت (کلوز آپ) و متوسط از بازیگران یک نمای دور از آنها میآید که موقعیت آنها را نسبت به هم و نسبت به فضای پیرامونشان نشان میدهد.
3- نمای دورتوانایی کمی به تاکید برموضوعی خاص درصحنه دارد. برخلاف فنونی که در نورپردازی، طراحی صحنه و لباس وهمینطورقاب بندی برای تاکید بر نقطهای خاص در نماهای دور مورد استفاده قرار میگیرد، که قبلتر گفته شد، این نماها به خاطر دور بودن از سوژه ذاتا" فاقد عنصر تاکید میباشند.
از همین رو نمی توان در یک نمای دور که چند نفر را نشان میدهد بهدرستی فهمید که سوژه اصلی کدام است.
4- نمای دور در مقایسه با نمای متوسط و نزدیک نیاز به زمان بیشتری برای دیده شدن و درک دارد. یک نمای درشت از یک دست، درعرض دو سه ثانیه درک میشود ولی برای درک کامل حرکت یک لشکر به سمت لشکر دیگر در میدان نبرد یا تغییر مسیر یک اتومبیل در جاده در یک نمای دور به زمان بیشتری نیاز است. این موضوعی است که در مونتاژ تدوینگران همواره به آن توجه دارند و آن را رعایت میکنند.
5- از لحاظ آماری نماهای دور کمترین تعداد کاربرد را در مقایسه با سایر نماهای دیگر در سینما و بویژه در تلویزیون دارند.(نمای دور در تلویزیون به آسانی قابل تشخیص نیست و کم استفاده میشود.)
|
|
4.29/5 (7 امتياز دهنده)
|

نظرات
با درود .لطفا تمامی نماهای اصلی وفرعی را با مثالهای واضحتر در سایت قرار دهید یا ارسال نمایید.با سپاس
ادرس ایمیلتان را برای ما بفرستید. مرسی
نظر خود را بنویسید