درباره فیلم ماه تلخ /شاه مات کردن مردان
بررسی از: راجر ابرت
برگردان: فرزانه راجی
این فیلم در سال ١٩٩٢ در فرانسه و انگلیس اکران شد. فیلم ١٣٩ دقیقه و رنگی است. در اروپا این فیلم را خوب ارزیابی نکردند. فیلم به نظر منتقدین اروپایی زیادی ملودرام بود و زیادی تحرک داشت. به نظر آن ها فیلمی از یک ازدواج بد میتواند پورنوگرافی زیادی داشته باشد و هنرکمی. ولی به نظر میرسد آنچه بیش از همه منتقدین را دلخور کرده بود این بود که پولانسکی زن خودش، امانوئل ساینه، را در نقش اصلی به نمایش گذاشته بود. نقش زنی حریص با تمایلات سیاه یک بیوه که سرگرمیاش شاه مات کردن مردان یا به نمایش گذاشتن اوج تمایل جنسیاش است. ولی ماه تلخ بدون این بیپرواییها چیزی نبود.
داستان فیلم داستان شوهری زخم خورده است دریک ویلچیر که تا انتها برای مردی غریبه تعریف میشود. مرد غریبه دلش میخواهد در برود، ولی نمیتواند. از طرفی قصه برایش جذاب است و از طرف دیگر توسط زن مرد هیپنوتیزم شده است. ساعت به ساعت و روز به روز با فلاشبکها میبینیم که چگونه یک رمانس به وسواسی خطرناک تبدیل میشود.
اسکار مردی توی ویلچیر، با شکل مردی مست با حالتی طعنهآمیز و با تنفر از همسرش صحبت میکند، و با گزارش صادقانه از زنش برای مرد غریبه دانه میپاشد تا او را وادار به گوش کردن بکند. نیگل، غریبه، یک مرد خوشبرخورد انگلیسی است. ساینه ،زن پولانسکی، در نقش میمی بازی میکند. یک نمایشگر بیکله. کریستین اسکات توماس در نقش فیونا بازی میکند. زن نیگل، زنی خشک که تمایل زیادی به رقابت با میمی ندارد. همانطور که اسکار تعریف میکند که چگونه میمی را ملاقات کرده، ما فلاش بک ازدواج آنها را میبینیم. در ابتدا این ازدواج یک رمانس خالص و ساده است. سپس خستگی و یکنواختی و پس از آن پادزهر یکنواختی. میمی از بازیهای سادومازوخیستی خوشش میآید. اسکار مجذوب ماجرامیشود. هردوی آنها رفتارشان در زندگی زناشوئی را تغییر میدهند و در را پشت سرخود میبندند. وارد یک بازی ناآزموده جنسی میشوند. آنها با به کارگیری تخیلات خود جلوتر وجلوتر میروند تا بالاخره... اسکار به سرنوشت ویلچیر دچار میشود.
این داستانها قاعدتا باید برای نیگل یک اخطار باشد اما همانطور که قابل حدس است او مجذوب ماجرا میشود. برای اینکه بتواند اوقات بیشتری را با اسکار بگذراند آغاز به دروغگوئی به فیونا میکند واین امر میمی را تحریک میکند. در ابتدا به نظر میسد ک اسکار عروسکگردان است ولی بعد متوجه میشویم که او و میمی وارد بازی جدیدی شدهاند، بازیای با نیگل به عنوان یک جایزه. البته نمیتوانیم مطمئن باشیم و این یکی از لذتهای فیلم است. به هرحال میدانیم که هرچیز دیگری هم اتفاق بیافتد نیگل آخرین تجربهاش، میمی نخواهد بود.
کلمه مستهجن برای اینگونه فیلمها به کار برده میشود. مثل تمامی داستانهایی که در موضوع س. ک. س افراط کردهاند به جایی میرسیم که نمیتوانیم از خنده خودداری کنیم. سادهترین کار این است که بعد از دیدن فیلم سرمان را با تاسف تکان دهیم واز سلیقه بد و موقعیتهای عجیب و غریب و تخیل هیجانزده پولانسکی، شکایت کنیم. هدف البته ثابت کردن این امر است که ما آدمهای بالغ، جدی و متعادل هستیم. البته ماه تلخ زیادی تحقیرآمیز است. اما پولانسکی این فیلم را بدون توضیح و مدافعه کارگردانی کرد. و خندهدار است که بدانیم منتقدین چگونه به این امر تمکین کردند. ولی در زمانی که آنها مشغول دیدن فیلم هستند شما میتوانید صدای لرزش قلبتان را بشنوید.
شناسنامه فیلم:
فرانسه- انگلیس ١٩٩٢
درام
نویسنده و کارگردان رومن پولانسکی
بازیگران: پتر کایوت، امانوئل ساینه و....
|
|
0.00/5 (0 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید