لومییرها و ملییس
منابع: ١. تاریخ سینما: اریک رد- ترجمه وازریک درساهاکیان- جلد اول
٢. تاریخ سینمای هنری: اولریش گرگور. انو پاتالاس- ترجمه هوشنگ طاهری
درحالی که باید لومییر را پدر اصلی سینمای مستندسازی به شمار آورد، ملییس قدیمیترین کسی است که تکنیک خیالپردازیهای سینما را به وجود آوردهاست.
لویی لومییر(١٩٤٨-١٨٦٤)، اهل لیون و صاحب کارخانه سازنده دوربینهای عکاسی و مخترع «سینماتوگراف» است - که با دستیاری برادرش «اگوست» (١٩٤٨-١٨٦٤)، سازنده نخستین فیلمها بود. آنها تعداد زیادی فیلمبردار تربیت کرده بودند که آنها را به سفرهای دورودرازی به سراسر اروپا میفرستادند تا فیلمهای مستندی تهیه کنند و به فرانسه بفرستند. آنها حتی شرکتی تاسیس کردند تا بتوانند فیلمهایشان را به امریکا صادر کنند. این نقشه در رقابت با ادیسون شکست خورد و مردم نیز به تدریج علاقهاشان را به فیلمهای لومییرها از دست دادند و آنها صرفا به تولید دوربین و پروژکتور پرداختند.
فیلمهای لومییرها همانطور که قبلا گفته شد حالت ناتورالیستی و ثبت واقعیت داشت که به معنای امروزه مستند نامیده میشوند. این فیلمها فرهنگ مسلط جامعه عصر خود یعنی بورژوازی پایان قرن نوزدهم را ثبت کردهاند. از فیلمهای شناخته شده لومیمیرها میتوان از: غذا دادن به بچه، خروج کارگران از کارخانه، باغبان خیس شده، ورود قطار و... نام برد. فیلمها همه مستند و کوتاه هستند و وقایع آنها دقیقا همانی است که عنوان فیلم نام گرفته. فیلم باغبان خیس شده اولین کار خندهدار در عالم سینماست و ورود قطار شاید اولین فیلم «وحشتناک».
ژرژ ملییس، (١٩٣٨-١٨٦٤) طراح، شعبدهباز و تماشاخانهدار، از خانوادهای ثروتمند و صاحب صنایع برای اولین بار متوجه شد که فیلم باید برای ارضای تماشاگران چیزی بیشتر از آن ارائه کند که فیلمهای لومییر ها عرضه میکنند و برای رسیدن به این منظور به تخیل و ابداع نیازمند است، تا بتواند نوعی هیجان دراماتیک در تماشاگر ایجاد کند.
گرچه پدر لومییرها ملییس را که آمده بود اختراع آنها را به قیمت گزافی بخرد، دست به سر کرد اما ملیلیس از پا ننشست و از لندن درخواست یک دوربین فیلمبرداری کرد و در سال ١٨٩٧ در «مونترو» یک استودیوی بزرگ ساخت. گرچه فیلمهای اولیه وی نیز شبیه فیلمهای وقایع روزمره و مستند لومییرها بود، اما وی به تدریج سبک بیانی ویژهای برای خود برگزید که هم برخوردار از تاثیر سحرآمیز تاتر «روبرهودن» بود (که در آن زمان ملییس خود آن را اداره میکرد) و هم نشانههایی از «تاتر شاتله» و هنرپیشگان رویایی آن داشت. معروفترین آثار ملییس فیلمهای تخیلی و افسانهآمیز او هستند که از تروکاژهای (حقههای سینمایی) فنی بسیار ماهرانه برخوردارند. ملییس به شکلی تصادفی در سال ١٨٩٨- هنگامی که فیلمش در دوربین فیلمبرداری گیر کرد- موفق به کشف نورپردازی مضاعف شد. در مورد امکانات ریز و درشت شدن، و حرکت کردن شتابان تصویر نیز دست به آزمایشهایی زد، اما بیشتر حقههای سینمایی که فیلمهای ملییس را شاخص میکنند، از صحنههای تاتر تخیلی گرفته شدهاند. دراین نوع تاتر انواع تمهیدات و رشتههای نامریی به کار گرفته میشوند، تا بازیگران بتوانند، مثلا در هوا تاب بخورند. وی در مرکز داستانهای افسانهای و فوق پیچیده خود، و در عین حال سادهلوحانه، اغلب معجزه سرعت و فراتر رفتن از زمان و مکان را به کار میبست. فیلم سفره به ماه (١٩٠٢)، اولین فیلمش، شانزده دقیقه است و برپایه داستانی از ژول ورن- با کمک دست آوردهای فنی آن دوران- ساخته شد. که البته ملییس طنز خود را نیز به آن اضافه کرد. از فیلمهای دیگر ملیلیس میتوان از سفرناممکن (١٩٠٤)، چهارصد ضربه شیطان (١٩٠٦)، فتح قطب (١٩١٢) نام برد. طنز و کنایه او نسبت به علم در فیلم فتح قطب به عیان دیده میشود. ملییس اغلب تواناییهای فنی خود را در زمینه تروکاژ فیلم ، درخدمت فیلمهای خندهدار ساده قرار میداد. مثلا در فیلم مستاجر شیطانی (١٩٠٩-١٩٠٨) یک مرد در زمانی کوتاه از یک چمدان تمامی وسایل یک اتاق را بیرون میکشد. فیلم کانال مانش، یا کابوس فرانسوی – انگلیسی (١٩٠٧) فیلمی تخیلی و سرگرم کننده است.
ملییس در تاریخ سینما اولین کسی بود که صحنهپردازی سیمنا، یعنی «میزانسن» را پدید آورد. وی در تضادی آگاهانه نسب به لومییرها، در سال ١٨٩٧، فیلمهای خود را به شکل «بازسازی قطعههای تاتری» عرضه کرد و این خود با تصاویر کینماتوگراف معمول آن زمان مغایر بود. بنابراین لومییر و ملییس را باید به عنوان پایهگذارانی شناخت، که دو گرایش زیبایی شناسانه مغایر هم راعرضه کردهاند، که تا امروز نیز در هنر سینما همچنان پایدار مانده است.
درحالی که باید لومییر را پدر اصلی سینمای مستندسازی به شمار آورد، ملییس قدیمیترین کسی است که تکنیک خیالپردازیهای سینما را به وجود آوردهاست. ملییس کسی بود که این قلمرو تازه را برای نخستین بار به خدمت ذهنیت فیلمساز درآورد. ولی آنچه سبب شده است، که فیلمهای او طراوت و نیروی جادویی خود را همچنان تا به امروز حفظ کند، تخیلات کودکانه و درعین حال باروکگونه او، آهنگ بالهوار و گرایش آثارش به طنزپردازی است که اغلب، تکینک خیالپردازانه او را به نوعی شوخی و تاتر تفریحی خالص بدل میکند.
ملییس در آثار بیشمار خود، موضوعهای سیاسی رانیز به کار گرفته است. (او جمعا بیش از پانصد فیلم به وجود آورده که فقط بخشی از آنها باقی مانده است. ) مثلا در سال ١٨٩٩ فیلم ماجرای دریفوس را ساخت، که در آن زمان به اوج جنجال خود رسید. او در این فیلم همه مردم فرانسه را به دو جبهه تقسیم کرد و امکانات بروز یک جنگ داخلی را نشان داد.
پس از ١٩١٢، فیلمهای ملییس نتوانستند نظر تماشاگران را جلب کنند و در مقایسه با فیلمهای ایتالیایی، کهنه و ابتدایی مینمودند. تلاش بیثمر ملیلیس برای راه بردن به بازار سینمای آمریکا و سفری بینتیجه به دور دنیا، او را ورشکسته کرد. درسال ١٩٢٨ روزنامهنگاران، این پیشرو سینما را – که اسباببازی فروش فقیری شده بود- در ایستگاه راهآهن مونپارس پیدا کردند و او را به یک نوانخانه سپردند.
|
|
0.00/5 (0 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید