Dreamers فیلمی درباره سینما و موسیقی
شهرام عطایی :Dreamers فیلمی است هم در باره سینما و هم در باره موسیقی. جریان فیلم در سال 1968 وحول و حوش شورشهای دانشجویی "می" 68 در پاریس میگذرد. سه شخصیت اصلی فیلم از خورههای فیلم سینماتک پاریس هستند و از همین طریق هم با یکدیگر آشنا میشوند. سینماتک پاریس جایی بود که شخصیتهایی چون تروفو، گدار، شابرول، بازن و بسیاری دیگر از منتقدانی که بعدها کارگردانان بزرگی شدند، از آنجا سربرآوردند و آغازگر مقطعی از جریان فیلمسازی تحتعنوان موجنو شدند. همچنین نمیتوان تاثیرات و جریان روشنفکرانه حاصل از سینماتک پاریس را برشورشهای می 68 نادیده گرفت. برتولوچی در سکانسی از فیلم به موضوع اخراج هانری لانگلوآ که رئیس آن زمان سینماتک بود، اشاره میکند. اخراج لانگلوا شدت شورشها را بیشتر کرد. نکته جالب این است که نقش لانگلوآ را در فیلم «ژان پیرلئویی» بازی میکند که بازیگر فیلمهای موجنویی آن زمان از جمله نقش نوجوان فیلم چهارصد ضربه و بسیاری دیگراز فیلمهای تروفوست. در نمایی هانری لانگلوآ مشغول نطقسیاسی خود و پخش اطلاعیههایی در میان مردم است و فیلم به تصاویری از تروفو، ژانپل بلموندو و موجنوییهای آن زمان کات میخورد و از جمله به خود ژانپیرلئوی نوجوان که حالا در پیری نقش هانری لانگلوآ را بازی میکند. فیلم سرشار است از این قبیل ارجاعات سینمایی: ایزابل ( با بازی اوا گرین در اولین نقش سینمایی خود) تئو (لوئیس گارن) و متیو (مایکل پیت) تصمیم میگیرند رکوردی را که شخصیتهای فیلم «دسته جدا افتاده» گدار به جا گذاشتهاند، بشکنند و از میان موزه لوور بدوند.
درجای دیگر که ایزابل و تئو، میتو را در جمع خود میپذیرند و جمله «اون یکی از ماست» را مانند ترجیعبندی تکرار میکنند، تصاویری از کوتولههای فیلم «عجیبالخلقهها»ی تاد براونینگ را میبینیم که همین جمله را تکرار میکنند. در صحنهای میتو از ایزابل میپرسد که چند سالش است؟ ایزابل جواب میدهد که سال 1959 در خیابانهای شانزهلیزه به دنیا آمده و فیلم کات میشود به صحنهای از فیلم «از نفس افتاده» گدار محصول 1959 که جین سیبرگ در شانزهلیزه درحال فروختن روزنامه است. در اواخر فیلم که ایزابل شرایط را برای خودکشی با گاز مهیا میکند، تصاویری از صحنه خودکشی دخترک فیلم «موشت» روبر برسون را میبینیم که ظاهرا ایزابل با او همذاتپنداری میکند. جایی دیگر قطعه عکسی از فیلم «پرسونا»ی برگمان را روی میز میبینیم. پوستر فیلم «زن چینی» گدار را بر روی دیوار اطاق میتو میبینیم. در ضمن متیو عاشق نیکلاسری و فیلم «شورش بیدلیل» اوست که اشارهای است ضمنی به نسل شورشی دهه 60، نسلی که متعلق به مارکس، کوکاکولا، بیتلزها و جنگ ویتنام است. در طول فیلم شاهد یک بازی فانتری و فیلم بین سه شخصیت اصلی هستیم: هریک به نوبه خود درجایی از فیلم ادای یکی از قهرمانان فیلمهای کلاسیک را در میآورند و دو نفر دیگر باید حدس بزنند که مربوط به کدام شخصیت و فیلم است. ایزابل صبح به اطاق خواب متیو میآید و با لمس اشیاء و دیوارهای اطاق، دیالوگهای گرتا گاربوی در فیلم «ملکه کریستینا» (روبن مامولیان 1933) را به زبان میآورد. در صحنهای دیگر ایزابل ادای رقصیدن گروه رقصنده فیلم «ونوس موطلایی» (جوزف فن اشترنبرگ 1932) را در میآورد، جایی که مارلین دیتریش از لباس میمون بیرون میآید. در این صحنه ایزابل از تئو میخواهد که پاسخ بدهد این رقص مربوط به کدام فیلم است و چون تئو از پاسخ در میماند، ایزابل به عنوان تنبیه از تئو میخواهد که جلوی پوستر مارلن دیتریش که مربوط به فیلم فرشته آبی (جوزف فن اشترنبرگ 1930) است و به در اطاقش چسبیده زانو بزند و خودش را ارضا کند. از این قبیل ارجاعات سینمایی در فیلم فراوان میتوان یافت. از جمله جایی که تئو و متیو در حال بحث برسرتوانایی کیتون و چاپلین هستند و آن دو را با یکدیگر مقایسه میکنند، تصاویری از فیلم فیلمبردار کیتون و روشناییهای شهر چاپلین را مشاهده میکنیم. بحث مقایسه بین یک شخصیت اروپایی مانند چاپلین انگلیسی و یک شخصیت امریکایی همانند کیتون، بین تئو و متیو در جای دیگری از فیلم دوباره تکرار میشود. این بار مقایسه بین اریک کلاپتون انگلیسی و جیمی هندریکس امریکایی است. متیو معتقد است که کلاپتون فقط سیم برق را به گیتار وصل کرد ولی هندریکس آن را کشف کرد و با تمام وجودش (منظور حتی با دندانهایش) آن را نواخت. و این سئوال را از تئو میپرسد که سربازان امریکایی در ویتنام، به موسیقی کلاپتون گوش میدهند یا هندریکس؟ مسلما هندریکس.
هندریکس، جوکوکر، جنیس جاپلین و بسیاری از نوازندگان و خوانندگان راک دراوت 1969 در مزرعه ماکس یاسگور واقع در ووداستاک نیویورک به همراه 400 هزار جوان گرد هم میآیند و فستیوالی به راه میاندازند با شعار «سه روز صلح و موسیقی» با موضعی معترضانه علیه جنگ ویتنام و سه شبانهروز بیوقفه این گردهمایی موسیقیایی جریان پیدا میکند. باند موسیقی فیلم سرشار است از کارهایی از هندریکس، جاپلین و جیم موریسون از گروه "The Doors" . جیم موریسون نیز از معترضان جنگ ویتنام بود. قطعه معروفی دارد تحت عنوان "This is the end" که فرانسیس فورد کاپولا در تیتراژ آغازین فیلم اینک آخرالازمان از آن استفاده میکند. همینطور قطعه معروف و ضد جنگ ویتنامی "Hey Joe" از هندریکس که در همین فیلم از آن استفاده میشود.
نسل معترض و نوخواه آن زمان رامیتوان در فیلمهای آن دوره و موضوعات آن فیلمها به خوبی ردیابی کرد.
از جمله فیلم پارتی (بلیک ادواردز 1968)، اگر (لینزی اندرسون 1969)، ایزی رایدر (دنیس هاپر1969) وبعدتر از آن فیلم پرتقال کوکی (استنلی کوبریک 1971)، فیلمهایی که سرآغاز آنها نمره اخلاق صفر (جان ویگو 1933) و شورش بیدلیل (نیکلاس ری 1955) بودند.
از جمله ارجاعات دیگر فیلم میتوان اشاره کرد به تصویر صورت مریلین مونرو بر روی صورت زن نقاشی دلاکروا و صفحهای که ایزابل درحالی که دستهایش را با دستکش سیاه بلندی پوشانده و به نظر میرسد دست ندارد، خودش را شبیه مجسمه ونوس درآورده. درجایی دیگر نیز ایزابل، تئو و متیو درحالی که از میان لوور میدوند، از جلوی تابلوی پیمان هوراسها عبور میکنند.
درضمن فیلم به خاطر استفاده از صحنهها و زبان س. ک. س، درجهبندی محدودیت نمایش NC-17 و x-rate را دریافت کرد.
Dreamers
محصول 2003 انگلیس، ایتالیا، فرانسه
کارگردان: برناردو برتولوچی
بازیگران: اوا گوین- مایکل پیت- لوئیس گارل
فیلمنامه: Gilbert Advir برمبنای رمانی نوشته خودش
نامزد جوایز اروپایی: بهترین بازیگر زن (اواگرین) – بهترین کارگردان(برتولوچی)
نامزد جایزه اسپانیایی گویا برای بهترین فیلم اروپایی
نامزد بهترین فیلمبرداری، بهترین کارگردان و بهترین تدوین از سندیکای بینالمللی روزنامهنگاران فیلم ایتالیایی
|
|
4.62/5 (13 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید