پیش درآمدی برشناخت سینما
آموزش سینما
بخش دوم
پیش درآمدی برشناخت سینما
زمانی که برادران لومیر در ٢٨ دسامبر ١٨٩٥ نخستین نمایش عمومی فیلم خویش را در سالن گراندکافه پاریس برپا کردند، هیچگاه فکر نمیکردند که با این ابزار بیش از ٣-٢ سال وسیله اعجاب وسرگرمی مردم را فراهم کنند.
اختراع سینما توسط آگوست و لویی لومیر و مترادف آن توماس ادیسون را میتوان نتیجه یک سلسله پیشرفتهای تکنولوژیک در هنر عکسی "ژوزف نیوسفورنیپس" و داگر و علوم دیگر توسط دانشمندان فیزک نور و فیزیولوژی و مبدعین ثبت حرکت، همچون "اتیین ژول ماره" و "ادوارد مایبریچ" دانست. همانطور که ابداع دوربین عکاسی از ”قانون تشکیل تصویر در اتاق تاریک" نشات گرفت، دوربین فیلمبرداری و دستگاه نمایش با بهرهگیری از "اصل پایداری تصویر در شبکیه چشم" ساخته شدند.
همانطور که هنرعکاسی چرخش عظیمی در نحوه نگرش و خلاقیت نقاشان قرن نوزدهم به وجود آورد ومنجر به پدید آمدن جنبشهای متعدد هنری در اواخر این قرن و ابتدای قرن بیستم گردید، هنرسینما که قادر به بازنمایی تصویری از واقعیت ومهمتراز آن ثبت حرکت گردید، تاثیر شگرفی برسایر هنرهای پیشین و هنرمندان آنها گذاشت و توانست با بهرهگیری از عناصر تمامیآنهنرها خود را به عنوان فرمانروا و پیشروترین ابزار هنری قرن بیستم معرفی کند.
اما به راستی سینما چیست و دارای چه امکانات بیانی میباشد؟
١. سینما هنری جامع و از لحاظ تکنولوژی پیشرفته است. سینما امکان بهرهگیری ازعناصر تمامی هنرهای پیشین خود را دارد. سینما، ازهنرهای تجسمی و تصویری عناصر: خط، نقطه، سطح، حجم، رنگ، نور، بافت، حرکت، کمپوزیسیون، هارمونی و... و از هنرهای کلامی: داستانگویی و شیوههای روایت، فضا، اتمسفر، کلام، گفتوگو، توصیف، شخصیتپردازی، ... و از هنرهای دراماتیک: حس، بیان، حرکت و بازی،... و از هنرهای فونتیک: موسیقی و ترانه را به عاریت گرفته است.
٢. سینما یک هنر است. سینما در عینحال که قابلیت وامگیری عناصر از سایر هنرها را داراست، خود نیز به خودی خود یک هنر است. سرگئی آیزنشتاین، کوانتوم هنری سینما را "مونتاژ" میداند و معتقد است که بهواسطه پیوند دو نما میتوان مفهمومی ورای برآیند آن دو گرفت. تاریخچه سینما گواهی برنوآوریهای بسیاری در فرم و محتوای فیلم است.
٣. سینما یک رسانه است. سینما بهویژه سینمای مستند میتواند ابزار انتقال اطلاعات، پیام یا اندیشه علمی، فلسفی ویا جامعه شناسانه باشد. در ابتدای دهه بیست سینماگران روسی چون آیزنشتاین، پودوفکین، ژیگاورتف وداوژنکو، سینما را به عنوان ابزاری برای بیان عقاید انقلاب نوپای کشور خود بهکاربردند. پس از آن لنیریفنشتال، در آلمان با ساخت "پیروزی اراده " (١٩٣٥)، نشان داد که چگونه یک فیلم میتواند در جهت اهداف تبلیغاتی یک حزب گام بردارد. امروزه برای کنترل افکار عمومی مانند اکثر رسانهها، استودیوهای بزرگ فیلمسازی در امریکا توسط صاحبان قدرتهای جهانی حمایت و اداره میشوند. از طرف دیگر اندیشمندان این قرن نیز بهخوبی میدانند که سینما ابزار مناسبی برای بیان عقاید و دیدگاهها نسبت به پیرامون (جامعه و هستی) و درونشان (عواطف و آرمانها) میباشد. برای برخی از مستندسازان، سینما همچون ابزاری در جهت کشف و بیان حقیقت و وسیلهای برای مبارزه در راه آن است. نظریاتی چون سینما- چشم kino-eye و سینما-حقیقتKino-pravda توسط ژیگاورتف و سینما وریته Cinema verite از فردریک وایزمن، "دوربین – قلم" الکساندر آستروک و "دوربین- سلاح" از ژان لوک گدار توسط همین دست فیلمسازان به منصه ظهور رسیدهاند.
٤. سینما یک صنعت است. مجادله برسراینکه سینما به راستی یک صنعت است، یا هنر، همواره و از ابتدای شکلگیری آن وجود داشته است. پدید آمدن طیف مختلفی از فیلمهای سرگرم کننده و پرمخاطب از یکسو و فیلمها و تجربه های هنری که تنها با قشر خاصی از مردم ارتباط برقرار میکنند از سوی دیگر، ناشی از ذات متغیر این پدیده (سینما) و حاکی از نوسان آن بین این دو قطب میباشد. اماآنچه واضح است این است که:
الف) سینما هنر هزینهبری است. بهرغم انقلاب تکنولوژیک دیجیتال هنوز سینما مانند نقاشی ونویسندگی و حتی تئاتر نیست که در مدتی کوتاه، با صرف هزینهای کم و با تعداد افراد کمی بتوان به آن نائل آمد. هزینههای متوسط ساخت یک فیلم در هالیوود بالغ بر ٢٠٠ هزار دلار برای هردقیقه و ٢٠ میلیون دلار برای یک فیلم سینمایی است، که مسلما کارگردان و یا سایر دستاندرکاران تولید فیلم به تنهایی قادر به تامین آن نیستند.
در سینما اصل بازگشت سرمایه و سودآوری همواره مورد توجه قرار گرفته است. مسئله بازگشت سرمایه باعث میشود که دست و پای هنرمند برای قدم گذاشتن در راههای ناپیموده هنری، بسته شود.
شاید تفاوت عمده سوژه فیلمهای تجاری پرخرج امریکا و فیلمهای کمخرج اروپایی که آگاهانه از جانب دولت حمایت میشوند، همین امر باشد.
ب) سینما یک هنر جمعی است. سینما همچون سایر صنایع شامل سلسله مراتب و عناوین تعریف شده است. نهیه یک فیلم سینمایی در سه مرحله به انجام میرسد: اول: پیش تولید؛ دوم: تولید(فیلمبرداری)؛ و سوم: پس از تولید (تدوین، صداگذاری، موسیقی و...)
در سینمای حرفهای دنیا، تعداد عوامل همکار در هریک از این مراحل، بین ٥٠٠-٣٠ نفر میباشد. سازماندهی عوامل تولید فیلم به عهده کارگردان (مدیر هنری) و مدیرتولید (مدیر اجرایی) فیلم، است.
مسلما علاوه برمعلومات و شرایط لازم برای تصدی حرفهای کارگردان، برخورداری از دانش کافی در زمینه مدیریت گروهی (اصل اول هدایت صنایع)، یکی از کلیدهای موفقیت در این رشته محسوب میشود.
|
|
0.00/5 (0 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید