تناسبات طلایی Golden Sections
در طول تاریخ اقوام و فرهنگهای مختلف، به ویژه هنرمندان، در پی یافتن تناسبات ایدهآل اجسام از طریق روشهای ریاضی و هندسی بودند. این تناسبات از عوامل موثر فنی و کاربردی فراتر رفته وسعی دارند که به اندازهی معین و دقیقی از زیبایی دست پیدا کنند: به تناسبی زیبایی شناسانه (Aesthetic) از ارتباطات میان ابعاد، قسمتها و اجزا یک ترکیب بصری.
بنا به نظر اقلیدس (Euclid)، ریاضیدان یونان باستان:" «نسبت» عبارت است از مقایسهی دو چیز یکسان از نظر مقدار در حالیکه «تناسب» به کیفیت نسبتها اطلاق میگردد."
آشناترین سیستم تناسبی روش «نسبت طلایی» است که ابتدا توسط یونیان ابداع شد. ایرانیان باستان نیز بهصورت ناخودآگاه این تناسبات را در ساختههای خود رعایت میکردند. طول و عرض صُفهی ورودی تختجمشید دقیقا با رعایت تناسبات طلایی ساخته شده است. این تناسبات الهام گرفته از تناسبات بیولوژیک طبیعت مثلا در روییدن یک شاخه از ساقه و شاخهی فرعی از شاخهی اصلی وحتی در تکثیر سلولی قابل مشاهده است.
در قرن شانزدهم «فیبو ناجی» (Fibonacci) ریاضیدان ایتالیایی رشتهای تصاعدی از اعداد ارائه داد که در آن هر جمله حاصل جمع دوجملهی قبلی است. نسبت دو جمله متوالی از این رشته دارای نسبت طلایی میباشند. این رشته عبارت است از:
١٤٤ ٨٩ ٥٥ ٣٤ ٢١ ١٣ ٨ ٥ ٣ ٢ ١ ١
ضریب دقیق طلایی چنین محاسبه میگردد:
٦١١٨٠٣٣٩٨٨/١=2/(1+ 5 √)=ضریب طلایی
در نقاشی، عکاسی و سنیما این تناسبات برای تعیین طول و عرض یک قاب و یا ایجاد ترکیببندی و چیدن دقیق و زیبایی قاب به کار می رود.
نسبتهای ارگانیک بدن آدمی نیز دارای نسبتهای طلاییاند. طرحهای خطی «لئوناردو داوینچی» از بدن انسان نشان میدهد که او به خوبی از آن آگاهی داشته است.
«میکلآنجلو آنتونیونی» فیلمساز برجستهی ایتالیایی به دفعات شخصیتهای اصلی فیلمهایش را برای القاء تنهایی گرفتار آمده، در خط طلایی کناری قرار میدهد.
|
|
5.00/5 (1 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید