واحد ساختمانی فیلم چیست؟
برای تبیین هر اثر هنری همچون فیلم نیازمند شناخت عناصر و واحد سازنده آن هستیم. یک فیلم سینمایی همچون یک رمان دارای چندین بخش یا سکانس (Sequence) است. هرسکانس فیلم بنا به اشتراک و وحدت موضوع (زمان و یا مکان وقوع آن) از دیگری متمایز میشود. این تمایز گاه بسیار کلی است.
مثل: سکانس درگیری، سکانس افتتاحیه، سکانس جزیره مینو، سکانس خاطرات.
و گاه سکانسها کوچک و جزئی است. مثل سکانس کلاس فارست.
سکانسهای یک فیلم به واحدهای کوچکتری به نامه صحنه (Script) یا (setting) تقسیم میشوند. همانگونه که یک نمایش به چند پرده (Act) تقسیم میشود.
هرصحنه بیان کننده واقعهای از داستان است که به خودی خود دارای اشتراک و وحدت در زمان و مکان میباشد. هرگاه زمان و مکان تغییر کند صحنه نیز تغییر خواهدکرد. هرصحنه در فیلمنامه با ٤ مشخصه اصلی در ابتدای آن نوشته میشود.
١- شماره صحنه؛ که با توجه به ترتیب صحنهها شمارهگذاری شده و گاه با حروف الفبا اندیکس میخورد. مانند صحنه ١٤- صحنه B٧٨- صحنه D ٢٨.
هرفیلم بلند سینمایی میتواند در حدود ٢٠ تا ١٥٠ صحنه داشته باشد و مدت زمان هرصحنه بین ١٠ ثانیه تا چندین دقیقه تغییر کند. مسلما هرچه تعداد صحنههای یک فیلم بیشتر باشد فیلم دارای ریتم و تنوع تصویری بیشتر، و درغیراینصورت فیلم دارای تنوع مکانی و ریتم بصری کمتری است.
٢- نام مکان؛ که عبارت است از نام مکانی که داستان در آن میگذرد.
مانند: کلیسای روتردام- فاضلاب صنعتی حومه بروکلین. گاه مکان فیلمبرداری ثابت نیست. مثلا: قایق تندرو- هواپیما- اتومبیل آقای گیل.
برای درج دقیق مکان وقوع داستان باید آنرا دقیقا مشخص نمود. مثلا: تهران، بیمارستان، پذیرش و یا خانه مرضیه، آشپزخانه و یا مقابل سینما پارادیزو
٣- زمان؛ که باید به صورت روز، شب، غروب، سحرگاه مشخص شود.
٤- داخل یا خارج؛ که عبارت است از تعیین اینکه آیا مکان وقوع داستان درمحیطی روباز فیلمبرداری میشود یا فضایی مسقف. این مشخصات برای تسهیل در برنامهریزی برای زمان فیلمبرداری کاربرد دارند.
هرصحنه از پیوند چندین نما (Shot) یا پلان (Plan) تشکیل شده است.
نما عبارت است از مقدار فیلمی که در یک برداشت (Take) (یعنی از زمان روشن شدن دوربین تا زمان اعلام فرمان (Cut) قطع و خاموش شدن آن) گرفته میشود.
هر دوربین فیلمبرداری در هرثانیه ٢٤ عکس یا قاب (Frame) از صحنه ثبت و ضبط میکند. از توالی این عکسها روی پرده سینما توهم حرکت در ذهن تماشاگر ایجاد میشود.
همانطور که دیده میشود کوچکترین جزء ساختمان هرفیلم قاب (Frame) است که هرقاب مثل یک نقاشی یا عکس عناصر تصویری (Visual elements) همچون خطوط (Lines)، اشکال (Shapes) و فرمها (forms) را در خود ترکیببندی (composition) نموده و میگنجاند. از این رو تفسیر هرقاب همانند تفسیر یک نقاشی و یا یک عکس، با تحلیل عناصر و چیدمان هرقاب صورت میپذیرد.
درهنر ساخت فیلم یک قاب مانند یک حرف از یک واژه در یک متن ادبی (مقاله، شعر یا داستان) است، بیاثر و نامفهوم.
اگر یک پلان را در حکم یک واژه در نظر بگیریم باز به خودی خود صاحب مفهومی مشخص نیست مگر اینکه در تعاملی نحوی – Grammatical- با دیگر واژهها (پلانها) در قالب یک جمله (صحنه) واجد مفهومی ویژه گردد. جملات (صحنهها)، بندها (Paragraphs) و بخشهای مختلف یک متن را میسازند.
برخی ساختمان یک فیلم را همانند یک عمارت میدانند که هرطبقه آن در حکم یک سکانس از فیلم، و هراتاق از هرطبقه درحکم یک صحنه، و هر بخش از اتاق (دیوار، سقف، کف، پنجره و.) در حکم یک پلان از فیلم، و آجرهای آن عمارت را میتوان درحکم قابهای هرفیلم دانست و با این دیدگاه همانطور که عنصر سازنده یک ساختمان آجرهای آن میباشند، واحد بنیادین یک فیلم قاب (frame) میباشد. هر اتاق وظیفهای خاص از هر بخش را به عهده دارد، واز جمع آمدن اتاقهاست که ساختمان کارکرد اصلی خود را ایفا میکند. همانند جمعآمدن صحنههای یک فیلم برای بازگویی داستان
|
|
4.00/5 (1 امتياز دهنده)
|

نظر خود را بنویسید