خاطرات پراکنده، خیالات خواب گونه، اوهام و کابوس ها و متافیزیک پایه های اصلی سینمای تارکوفسکی است و او در به تصویر کشیدنشان مهارت خاصی دارد.ابهام در شکل روایی و غیر داستانی فیلم ها، حس اثیری و لمس ناشدنی ای که در فضا، مکان، وقایع و شخصیت های او جریان دارند، به فیلم هایش منطقی وهم گونه می بخشند.
برخلاف «چاپلین» شخصیت «باسترکیتون» در فیلمهایش بیشتر کارکتری را میآفریند که موفقیت را با زحمت و ابتکار کسب میکند و نه با شانس و تصادف.با فیلم «پاسبانها»cops کیتون تبدیل به استاد منحصر به فردی میشود که کوشش خستگیناپذیر را برای جایگزینی درجامعهی امریکایی میآغازد.
تراژدی بزرگ زیستنی اجباری شاید خارج از دنیای واقعی و در رابطه ای ایده آل و مجازی با آن قابل تحمل باشد ، رابطه ای همچون جزء با کل (مجاز مرسل) در شهرهای بزرگ دنیا. بودن و نبودن باهم ، مرگ و زیستن همزمان در این داستان چون ارتباطی تنگاتنگ بین معانی واقعیت و مجاز بموازات یکدیگر است و رسیدن به جاودانگی حتی از طریق تکثیر و توهم بهمراه آمادگی برای مرگ و بیماری از تناقضات بارز این اثر است.