چهار سال پیش از نمایش فیلم پرآوازهی برادران لومیر در گراندکافه (28 دسامبر 1895) تامس ادیسون اولین دستگاه نمایش فیلمهای سوراخ دار را اختراع کرده بود، یعنی همان کینتوسکوپ: «میتوانید روی مبلی در سالن منزلتان لم بدهید و روی یک پردهی نمایش یک گروه اپرا را باحضور هنرمندانی که مینوازند، تکان میخورند، حرف میزنند و آواز میخوانند، تماشا کنید...
نزدیک به واقع ترین توصیفی است که از وضعیت او می کنند. نه زنده در گور، که زنده در تنی مرده، تنی که کارکردش چندان تفاوتی با صندوق غواصی ندارد، او را با خود به اعماق دریا برده و نگاه داشته است. پروانه ای تنها، که فقط در چهاردیواری جمجمه اش مجاز به پرواز است. زندانی ِ سلولی دقیقاً به اندازه ی ابعاد تنش. سلولی که ، آنگونه که خودش توصیف می کند، فقط و فقط یک پنجره دارد، پنجره ای بسیار کوچک - چشم چپش!
دنیای پیکارسک، دنیای حاکمان جابر، کشیش های دنیادار، مال اندوزهای حریص، و دنیای طبقات فرودست، دلال ها ، دزدان، روسپیان، معلول ها، کورها، و کودکان درمانده و گرسنه است. در فراموش شدگان، بونوئل بسیاری از این عناصر را یک جا گرد هم می آورد. فیلم که تا حد امکان می کوشد خود را از قید شعارهای سیاسی و ارائه تصویرهای قراردادی آزاد کند، از موفق ترین کارهای دوره مکزیک سینماگر اسپانیایی از کار در می آید.
ویریدیانا از غیر متعارف ترین فیلم های بونوئل است. او
در این فیلم به تمام اعتقادات مذهبی اش عامدانه حمله می کند.این فیلم بدون
شک بمب دست سازی بود که بازگشت بونویل به سرزمین مادری اش، اسپانیا را
برای همیشه غیر ممکن ساخت. البته خود او چنین نمی خواست.
1911- در این سال سیدنی آلکات اولین بنهور را فیلمبرداری کرد. فیلم دریک حلقه ساخته و نمایش داده شد. لوئیس والاس نویسندهی رمان بنهور برسرکپیرایت، یکی از نخستین دعواهای حقوقی هالیوود را به راه انداخت.
"آلبرت" که بطور تصادفی مرد سیاهپوستی را سه بار در یک روز میبیند برای روشن شدن حقیقت این تصادف به افرادی مراجعه میکند که سعی در توجیه ارتباطات زندگی دارند در حالی که خودشان از نویسنده ای بنام "وبان" که در تلاش برای بی اهمیت نشان دادن این روابط و بی معنایی آن است گریزانند.
تولد یک ملت (دیویدوارک
گریفیث- امریکا): گریفیث پس از ساختن حدود 500 فیلم کوتاه طی سالهای 1908 تا 1914
در این سال با روی پرده بردن این فیلم ثابت کرد که دیگر سینما فقط یک وسیلهی
سرگرمی نیست، بلکه میتواند جای ادبیات را برای مخاطبان عادی بگیرد و زبانی خاص
خود را داشته باشد ومیتوند تاریخ را با نور بنویسد، اگر چه با جعل، اما بنویسد.
چرا که فیلم نخستین اثر نژادپرستانهی تاریخ سینما به شمار میآید.
«بل دو ژور» احتمالا بهترین فیلم اروتیک دوره مدرن سینما است زیرا
که ما را به این درک می رساند که اروتیسم فقط شامل یک رفتار فیزیکی نیست بلکه در
واقع آن چیزی است که در ذهن انسان می گذرد.